تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
رسول خدا بيرون آمد درحالىكه آنان بر در نشسته بودند و شمارشان بيست و پنج تن بود . پس يك مشت از خاك بطحاء را در برگرفت و آن را بر سر ايشان پاشيد و اين آيه‌ها را خواند : يس * وَ الْقُرْآنِ الْحَكِيمِ . . .
فَأَغْشَيْناهُمْ فَهُمْ لا يُبْصِرُونَ
[ يس ( 36 ) : آيهء 1 تا 9 ] آن‌گاه شخصى به آنان گفت : منتظر نباشيد . به خدا سوگند به خطا رفتيد و زيان كرديد . به خدا سوگند او از شما گذشت و هيچ مردى از شما نماند كه بر سرش خاك نريخته باشد . آنان گفتند : به خدا سوگند كه ما او را نديديم . آن‌گاه خداوند چنين نازل فرمود : « و هنگامى كه كافران با تو خدعه كردند كه تو را حبس كنند يا بكشند يا بيرونت كنند خدا هم مكر ورزيد كه خدا بهترين مكر كنندگان است » . [ انفال ( 8 ) : آيهء 30 ]

[ 912 - نزول آيهء شريفهء ( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي )

] [ 996 ] 2 - حكيم جبير دربارهء اين آيه « و برخى از مردم در جستجوى خرسندى خداوند جانشان را مىفروشند » [ بقره ( 2 ) : آيهء 207 ] روايت كرده كه حضرت سجّاد عليه السّلام فرمودند : دربارهء على عليه السّلام فرود آمد آن‌گاه كه بر بستر رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله خوابيد . [ 997 ] 3 - ابو عمرو بن علا وقتى اين آيه را مىخواند : « و برخى از مردم در جست‌وجوى خرسندى خداوند جانشان را مىفروشند » . [ بقره ( 2 ) : آيهء 207 ] مىگفت : خداوند على عليه السّلام را گرامى بدارد كه اين آيه دربارهء او فرود آمده است .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 137 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي