و به سبب ايشان دعايشان مستجاب مىگردد ، خداوند به سبب ايشان بلا را برمىگرداند و به سبب آنان از آسمان رحمت نازل مىكند . آنگاه به حسن عليه السّلام اشاره كرد و فرمود : اين نخستين آنان است ، سپس به حسين عليه السّلام اشاره كرد و فرمود : و امامان ديگر از فرزندان اين پسرند .
[ 907 - كتابى كه بر حضرت على عليه السّلام و ائمه نازل گرديده ]
[ 990 ] 47 - احمد بن وليد از جدّش روايت كرده كه حضرت صادق عليه السّلام فرمودند : همانا خداوند بر پيامبر پيش از رحلتش نامهاى نازل كرد و فرمود : اى محمّد صلّى اللّه عليه و إله اين نامه وصيّت تو به نجيب خاندانت باشد . حضرت فرمود : چه كسى نجيب خاندان من است اى جبرئيل ؟ او گفت : على بن ابى طالب عليه السّلام . بر آن نامه مهرهايى از طلا بود و پيامبر گرامى آن را به على عليه السّلام داد و فرمان داد كه يك مهر از آن را بگشايد و به آنچه در آن است عمل كند . آنگاه على عليه السّلام مهرى از آن را گشود و به آنچه در آن بود ، عمل كرد . سپس آن را به پسرش حسن عليه السّلام سپرد و او يك مهر از آن را گشود و به آنچه در آن بود ، عمل كرد و سپس آن را به برادرش حسين عليه السّلام سپرد و او مهرى را از آن گشود و در آن چنين يافت : با گروهى به سوى شهادت برو و براى آنان شهادتى جز با تو نيست و جان خودت را به خداوند عزّتمند به فروش . و او چنين كرد . سپس آن را به حضرت سجّاد عليه السّلام سپرد و او مهر آن را گشود و در آنچنين يافت : خاموش باش و در خانهات بمان و پروردگارت را بندگى كن تا وفاتت برسد و او چنين كرد . سپس آن را به حضرت باقر عليه السّلام سپرد و او مهرى از آن را گشود و در آنچنين يافت : براى مردم حديث بگو و فتوا بده و جز از خداوند نهراس . كه هيچكس را به زيان رساندن بر تو راهى نيست . سپس آن را به من سپرد و من مهرى از آن گشودم و در آن چنين يافتم : براى مردم حديث بگو و فتوايشان بده و علوم خاندان خود را منتشر كن و پدران نيكوكارت را تصديق كن و جز از خداوند نهراس كه تو در پناه و ايمنى هستى . و من چنين كردم و من آن را به موسى خواهم سپرد و او نيز آن را به پس از خودش مىسپارد و همينطور تا به قائم مهدى عليه السّلام برسد .