تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 777

مساهمون:

ص٧٧٧

[ 648 - اهل بهشت ]

[ 716 ] 56 - جرير بن عبد اللّه بجلى مىگويد : شنيدم كه سلمان فارسى به من و اشعث بن قيس مىگفت : من در نزد شما امانتى دارم . پس گفتيم : چيزى به ياد نداريم جز آنكه گروهى به ما گفتند : به سلمان از جانب ما سلام برسانيد . سلمان گفت : پس چه چيز با ارزش‌تر از سلام است درحالى كه آن تبريك و شادباش بهشتيان است ؟

[ 649 - عيادت حضرت على عليه السّلام از صعصعه در هنگام بيمارى او ]

[ 717 ] 57 - صعصعة بن صوحان مىگويد : در بيمارىام ، امير مؤمنان على عليه السّلام از من عيادت نمود آنگاه فرمود : [ اينك ] بنگر و عيادت مرا از خود موجب فخرفروشى بر قومت قرار مده . آنگاه كه ايشان را مشغول به امرى مشاهده كردى خود را از آن كنار مكش همانا هيچ انسانى از اطرافيان و نزديكان خود بىنياز نيست و هنگامى كه يك دست از آنان بركشد آنان چندين دست از [ يارى ] او برخواهند كشيد . پس هنگامى كه آنان را در بدى مشاهده كردى خوارشان مساز و بايد يارى شما در راه بندگى خدا باشد چرا كه شما تا زمانى كه يكديگر را در راه بندگى خدا يارى كنيد و يكديگر را از نافرمانى او بازداريد ، در خير و نيكى هستيد .

[ 650 - شكسته و تمام خواندن نماز ]

[ 718 ] 58 - راوى از عمر و ابو بكر و على عليه السّلام و ابن عباس روايت مىكند كه همگى آنها گفتند : هنگامى كه در سفر بوده و از سرزمينى عبور مىكنى كه مىخواهى ده روز در آن اقامت كنى نماز را كامل به جا آور و اگر مىخواهى كمتر از ده روز در آنجا بمانى نماز را كامل نخوان . پس اگر به مكانى رسيدى درحالى كه با خود مىگويى