[ 23 - موعظهء امير المؤمنين عليه السّلام به كميل ]
[ 23 ] 23 - كميل بن زياد نخعى مىگويد : در مسجد كوفه همراه امير مؤمنان عليه السّلام بوديم و نماز عشا را بهجا آورديم . حضرت دست مرا گرفت تا از مسجد خارج شديم . پس حركت كرد تا به بلندىهاى خارج كوفه رسيديم درحالىكه كلمهاى بر زبان نمىآورد . پس هنگامى كه به بيابان رسيديم آهى كشيد و سپس فرمود : اى كميل ، اين قلبها همچون ظرفهايند و بهترين آنها نگهدارندهترين آنان است ، هرچه مىگويم به خاطر بسپار ، مردم سه دستهاند : دانشمند الهى ، آموزندهاى كه در راه رستگارى گام برمىدارد و ( فرومايگانى كه مانند ) پشهها دستخوش باد مىشوند و هميشه سرگردانند و از پى هر بانگى مىروند و با وزش هر بادى تغيير جهت مىدهند . از فروغ دانش بهرهور نشدهاند و به ستونى استوار پناه نياوردهاند تا نجات يابند .
اى كميل ، علم بهتر است از ثروت ؛ علم تو را پاسدارى كند و تو بايد ثروت را پاسدارى نمايى .
مال و ثروت در اثر خرج و هزينه كردن رو به كاهش مىگذارد و حال آنكه ، علم و دانش با پخش و بخشش رو به افزايش مىگذارد . اى كميل ، همنشينى با عالم ، وظيفهاى است كه خداوند سفارش فرموده و بايد به آن گردن نهاد و در سايهء آن است كه آدمى در زندگيش بندگى و پس از مرگش ياد نيك را به دست آورد .
اى كميل ، سود مال با نابودى اصل مال از بين مىرود . مالاندوزان با آنكه به ظاهر زندهاند ولى مردهاند ، دانشورزان چندان كه روزگار پايد ، پايندهاند . وجود جسمانى آنها از بين مىرود ولى آثار [ علمى و معنوى ] آنان در دلها مىماند . هان ! به راستى در اينجا - اشاره به سينهء خود فرمود - دانش سرشارى است كه دانشاندوزانى براى آن نيافتم . آرى ، يكى را يافتم كه نيكو در مىيافت ولى قابل اعتماد نبود ؛ زيرا ابزار دين را وسيلهء دست يافتن به دنيا قرار مىدهد و از حجّتهاى خدا به ضرر دوستان او كمك مىگيرد . از نعمتهاى خدا عليه بندگان او يارى مىجويد تا بتواند از ناتوانان وسيلهاى در غير مسير ولىّ حق استفاده نمايد . يا كسى كه سر سپردهء حكمت است امّا بينش و تيزهوشى لازم را ندارد تا رمز و راز علم را دريابد .
نخستين شبههاى كه به دل او راه يابد ، شك و ترديد در دل او شعلهور گردد .