تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 431

مساهمون:

ص٤٣١
ميكائيل و جبرائيل هريك درميان هزار فرشته كه درپى آنان اسرافيل حركت مىكرد / در شب جنگ بدر براى يارى او فروفرستاده شدند گويا آنان پرندگان ابابيل بودند / پس هنگامى كه به نزديك او رسيدند به او سلام كردند و اين بزرگداشت و تكريمى براى او بود / اى ابا جعفر اين‌چنين درباره اهل بيت بايد سرود و همانند شعر تو در شأن اهل خوارى و ناتوانى است پس جعفر سر تكان داد . و گفت : اى ابا هاشم به خدا سوگند تو سرآمد هستى و ما دنباله‌رو توايم .

[ 316 - عبور حضرت على عليه السّلام از منطقهء زوراء و براثا بعد از جنگ خوارج ]

[ 340 ] 42 - امام باقر عليه السّلام مىفرمايد : هنگامى كه امير مؤمنان عليه السّلام از جنگ با خوارج بازمىگشت به « الزوراء » رسيد . پس به مردم فرمود : اين‌جا « الزوراء » است . پس حركت كنيد و از آن دور شويد همانا فرورفتن در آن از فرورفتن ميخ در الك تندتر است . پس هنگامى كه به منطقه‌اى از زمين آنجا رسيد فرمود : اين‌چه زمينى است ؟ گفته شد : زمين « بحرا » . حضرت فرمود : زمينى شوره‌زار است . از آن دور شويد و به سمت راست حركت كنيد . پس هنگامى كه به « يمنة السّواد » رسيد راهى را در صومعه‌اى مشاهده كرد پس به او فرمود : اى راهب ! آيا در اين جا فرود بياييم ؟ پس راهب گفت : با سپاهيانت در اين زمين فرود ميا . امام فرمود : چرا ؟ راهب گفت : ما در كتابمان خوانده‌ايم كه جز جانشين پيامبر كه به همراه سپاهيانش در راه خدا مىجنگند در اين منطقه فرود نمىآيد . پس امير مؤمنان به او فرمود : من جانشين و سرور پيامبران هستم . من سرور جانشينان هستم . راهب گفت : پس تو [ بايد ] همان كم موىترين مرد قريش و جانشين محمد صلّى اللّه عليه و إله باشى ! امير مؤمنان عليه السّلام به او فرمود : من همانم . پس راهب به نزد او آمد و عرضه داشت : شريعت و آئين اسلام را بر من عرضه بدار .
الأمالي ( فارسى ) — صفحة 431 | صادق حسن زاده / الشيخ الطوسي