[ 314 - عاقبت كسى كه بر عليه مؤمنى يارى دهد ]
[ 338 ] 40 - محمد بن عبيد مىگويد : با عمويم عامر بن مدرك بر امام صادق عليه السّلام وارد شديم پس شنيدم كه مىفرمود : هركس و لو با جزئىترين كلمه [ كسى را ] بر عليه مؤمنى يارى دهد [ و عليه مؤمن توطئه نمايد ] با خداوند ديدار مىكند درحالى كه درميان دو چشمش [ پيشانىاش ] نوشته شده است : نااميد از رحمت پروردگار .
[ 315 - بدگويى در مورد خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ]
[ 339 ] 41 - جبلة بن محمد بن جبله كوفى مىگويد : پدرم برايم روايت نمود كه سيد بن محمد حميرى و جعفر بن عفان در نزد ما گردآمده بودند . پس سيد به او گفت : واى بر تو . آيا درباره خاندان پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بدگويى كرده و مىگوئيد :
خانه شما را چه شده است كه سقف آن نزديك است كه خراب شود و لباس شما از پستترين لباسهاست . پس جعفر گفت : چه چيز اين سخن را انكار مىكنى ؟ پس سيد گفت : اگر مدح گفتن نمىدانى خاموش باش . آيا خاندان محمد صلّى اللّه عليه و إله اينچنين توصيف مىشود ؟ اما من عذر تو را مىپذيرم . اين طبع و دانش و نهايت فهم توست و من شعرى سرودهام كه مدح ننگين تو را از آنان پاك سازم :
به خداوند و نعمتهايش سوگند مىخورم درحالى كه انسان مسئول سخن خويش است / فطرت على بن ابى طالب بر پرهيزگارى و نيكى سرشته شده است / و امامى است كه بر تمامى امت برترى دارد / سخن بر حق مىگويد : و حق را قصد مىكند و پوچىها او را به خود مشغول نمىدارد / در هنگامى كه جنگ نيزهها را با خود همراه كرده و بزرگان و نيكان از آن در مىمانند / با شجاعت حركت مىكند درحالى كه در دستش شمشيرى سپيد و برنده و صيقل دادهشده قرار دارد / همچون شيرى سخت و نيرومند درميان فرزندان خود كه از بيشهاش به شكارچيان حملهور مىشود / او كسى است كه در يك شب ميكائيل و جبرئيل بر او سلام كردند /