[ 292 - اختلاف در نوشتن بين حضرت على عليه السّلام و معاويه در صفين ]
[ 315 ] 17 - هنگامى كه امر براين شد تا صلح نامهاى ميان امير مؤمنان و معاوية بن ابى سفيان نگاشته شود عمرو عاص درميان مردانى از اهل شام و عبد اللّه بن عباس درميان مردانى از اهل عراق حاضر شدند . پس امير مؤمنان به كاتب گفت : بنويس ، اين صلح نامهاى است كه امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام و معاوية بن ابى سفيان بر آن توافق كردهاند . پس عمرو عاص گفت : نام او و نام پدرش را بنويس و از او به [ عنوان ] امير مؤمنان نام مبر . او امير اين گروه است و فرمانروا و امير ما نيست . پس احنف بن قيس گفت : اين نام را از ميان مبر همانا من مىترسم كه اگر آن را حذف كنى به تو باز نگردد . پس امير مؤمنان از محو كردن آن نام خوددارى ورزيد . پس سخن در آن مورد تا مدتى طولانى از روز ميان آنان رد و بدل شد .
پس اشعث بن قيس گفت : اين نام را پاك كن - خدا او [ عمرو عاص ] را اندوهگين سازد - پس امير مؤمنان فرمود : اللّه اكبر . و روشى همچون روش [ گذشتگان شما ] و مثالى همچون نمونهاى [ از رفتار گذشتگان شما مشاهده مىكنم ] به خدا سوگند من نويسنده رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در روز حديبيه بودم . و او اينچنين به من املاء نمود اين صلح نامهاى است كه محمد فرستاده خدا و سهيل بن عمرو بر [ اساس ] آن با يكديگر صلح كردهاند . پس سهيل به او گفت : « اى رسول خدا » را حذف كن . پس همانا ما به اين لقب براى تو اقرار نداريم و آن را براى تو گواهى نمىدهيم . نام خود و نام پدرت را بنگار . پس من از حذفش سرباز زدم پس پيامبر فرمود : آن را پاك كن و تو به مثل اين امر خوانده مىشوى و از روى بىميلى مىپذيرى . پس عمرو عاص گفت : خدا منزّه است . آيا اين همچون آن است درحالى كه ما اهل ايمانيم ولى آنها كافر بودند .
پس امير مؤمنان عليه السّلام فرمود : اى فرزند نابغه [ زن بدكاره ] تو چه هنگام دوست و ياور بدكاران و دشمن مسلمانان نبودهاى ؟ آيا تو جز شبيه مادرت هستى كه تو را به دنيا آورده است ؟