تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧

[ 221 - وصيت حضرت على عليه السّلام به پسرش حسن عليه السّلام ]

[ 240 ] 53 - امير مؤمنان على بن ابى طالب عليه السّلام به فرزندش حسن بن على عليه السّلام وصيّتى نمود . از جمله آن سفارش‌ها اين بود كه فرمود : فرزندم ! هيچ ندارى شديدتر از نادانى نيست و نبود هيچ‌چيز سخت‌تر از نبود عقل نيست و هيچ تنهايى هراسناك‌تر از خودبينى و هيچ نسب و خويشاوندى [ پر فايده‌تر ] از خوش‌اخلاقى نيست و هيچ پرهيزگارى چون چشم‌پوشى و دست كشيدن از حرام‌هاى خداوند نيست و هيچ عبادتى چون انديشه در آفريدگان خداوند شكوهمند نيست . فرزندم عقل دوست انسان و بردبارى وزير او و مدارا پدرش و صبر از بهتريان لشگريانش است . فرزندم ! عاقل مىبايست كه در شأن و رتبه خود بنگرد و زبان خود را حفظ كند و مردم زمان خود را بشناسد . فرزندم ! همانا تنگ‌دستى از امتحانات الهى است و سخت‌تر از آن بيمارى بدن است و از آن دشوارتر بيمارى قلب [ و روح ] است و از نعمت‌هاى خداوندى گستردگى مال و برتر از آن سلامتى بدن و برتر از آن تقواى دل است . فرزندم ! براى مؤمن سه ساعت است : ساعتى كه در آن با پروردگار خود مناجات مىكند و ساعتى كه در آن نفس خود را محاسبه مىكند و ساعتى كه درميان نفسش و لذت‌هاى حلال و نيكوى نفس خلوتى حاصل كند . مؤمن مىبايست به يكى از سه امر مشغول باشد : سامان بخشيدن به امور زندگى يا قدمى در راه آخرت و يا لذتى در غير حرام .

[ 222 - سؤال عمر از سلمان از نسبش ]

[ 241 ] 54 - امام باقر عليه السّلام فرمودند : گروهى از ياران پيامبر در محلى نشسته بودند و نسب يكديگر را به رخ هم مىكشيدند و به آن افتخار مىكردند و درميان آنان سلمان كه خدايش او را رحمت كند بود . پس عمر به سلمان گفت : اى سلمان اصل و نسب تو چيست ؟ سلمان گفت : من سلمان فرزند بنده خدا هستم . گمراهى بودم كه خداوند به وسيله محمد صلّى اللّه عليه و إله مرا هدايت كرد و نيازمندى بودم كه خداوند به وسيله محمد صلّى اللّه عليه و إله مرا بىنياز كرد