از او حمايت كن و يارى و پشتيبانى نما و گرامى بدار و با او مهربانى نما . همانا او از توست و تو از او مىباشى .
[ 136 - براى مؤمنان نسبت به مؤمنان ديگر هفت حق وجود دارد ]
[ 149 ] 3 - معلّى بن خنيس مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : حق مؤمن بر مؤمن چيست ؟ امام فرمود : هفت حق واجب است و هيچيك از آنها نيست جز آنكه بر انسان مؤمن واجب است و اگر با آن به مخالفت برخيزد از ولايت خدا خارج مىشود و بندگى او را رها مىكند و خدا در او بهرهاى نخواهد داشت . راوى گويد : به امام عرضه داشتم : به من بفرمائيد كه آنها چه حقوقى هستند ؟ امام فرمود : واى بر تو اى معلّى ! به درستى كه من بر تو در هراسم و مىترسم كه آن حقوق را رعايت ننمايى و تباه سازى و بدانى و به آن عمل نكنى . راوى گويد :
عرضه داشتم : هيچ نيرو و توانايى جز به وسيله خداوند بلند مرتبهء بزرگ ممكن نيست . امام فرمود : آسانترين از آن حقوق اين است كه هر آنچه براى خود مىپسندى براى او نيز بپسندى و هر آنچه براى خود نمىپسندى براى او نپسندى . و حق دوم آن است كه در راه برآورده ساختن نيازش قدم بردارى و به دنبال خشنودى او باشى و با سخنش مخالفت ننمايى و حق سوم آن است كه با جان و مال و دست و پا و زبانت به يارى او بشتابى و حق چهارم آن است كه چشم و راهنما و آئينه و پيراهن او باشى و حق پنجم اين است كه سير نگردى درحالى كه گرسنه است و پوشيده نباشى درحالى كه عريان است و سيراب نگردى درحالى كه تشنه است . و حق ششم آنكه تو همسر و خدمتكار داشته باشى و برادرت همسر و خدمتكارى نداشته باشد پس خدمتكارت را بفرستى كه لباسش را بشويد و برايش غذا فراهم سازد و بسترش را مهيا كند . پس همانا تمامى اينها چيزى است كه ميان تو و او قرار دارد . و حق هفتم اين است كه سوگند او را راست شمارى و دعوتش را پاسخ گويى و در تشييع جنازهاش حاضر شوى و در بيمارىاش به عيادتش روى و جسم خود را براى برآورده ساختن نيازهايش اختصاص دهى و او را وامگذارى تا از تو چيزى طلب كند . پس هنگامى كه اين امور را درباره او به انجام رساندى ولايت خود را به ولايت او و ولايت او را به ولايت خداوند فرازمند پيوند دادهاى .