امام صادق عليه السّلام فرمودهاند كه عيسى مىفرمود : من توانستم به اذن خداوند مردگان را زنده كنم و پيسى و كورى را شفا بخشم ولى نتوانستم حماقت و نادانى انسانها را درمان كنم .
شخصى نيز از امام صادق عليه السّلام پرسيد : احمق به چهكسى گويند ؟ آن حضرت فرمود : كسى كه به خود مغرور است و همهء فضيلتها و خوبىها را براى خود و پيشبرد منافع خود مىخواهد و همه حق را براى خود قائل است و ديگران را صاحب حقى نمىداند . چنين كسى هيچ دارويى ندارد . « 1 »
در روايت آمده است كه عيسى با شمارى از حواريون از كنار مردار سگى مىگذشتند . همراهان عيسى بينى خود را گرفتند تا بوى بد سگ را استشمام نكنند .
ولى عيسى نگاهى به مردار كرد و گفت : اين سگ چه دندانهاى سپيدى دارد . « 2 »
شخصى به عيسى گفت : چرا خانهاى براى خود نمىسازى ؟ عيسى گفت :
خانههاى [ پوسيدهء ] پيشينيان ما را بس است . « 3 »
در روايتى آمده است كه روزى رعد و برق گرفت و هوا به شدت سرد شد .
عيسى به خانهاى پناه برد ولى در آنجا زنى تنها را ديد و از او چشم پوشيد و به سوى غارى در دل كوه رفت .
در آنجا نيز شيرى درنده را ديد . آنگاه با خداوند چنين گفت : پروردگارا ، همگان براى خود سرپناهى دارند جز پيامبرت . در اين هنگام خداوند وحى فرمود : خانهء تو در جوار رحمت من است . در روز رستاخيز صد حوريه را به همسرى تو در خواهم آورد و براى عروسىات چهار صد سال جشن برپا خواهم كرد و نداگر عرش را فرمان مىدهم كه ندا دهد : كجايند زهدپيشگان كه ببينند عروسى زاهدى به نام عيسى بن مريم است . « 4 »
هامش
( 1 ) . الاختصاص ص 221 .
( 2 ) . تنبيه الخطوط ج 1 ص 117 .
( 3 ) . تنبيه الخطوط ج 1 ص 131 .
( 4 ) . تنبيه الخطوط ج 1 ص 132 .