« حطّى » يعنى خداوند گناهان توبهگران را مىبخشد ، « كلمن » كلام خداوند است كه تغييرى در آن نيست .
« سعفص » يعنى جزا در برابر جزا « قرشت » يعنى خداوند بندگانش را از هر سو گرد مىآورد و آنگاه محشورشان مىسازد .
معلم با شنيدن اين سخنان به مادر عيسى گفت : فرزندت را به خانه ببر كه او نيازى به استاد ندارد . « 1 »
امام صادق عليه السّلام روايت نمودهاند كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودهاند : روزى عيسى از كنار گورى مىگذشت و دريافت كه صاحب آن گور را عذاب مىكنند .
چندى پس از آن ، عيسى از كنار آن گور گذشت ولى ديد كه صاحب گور را عذاب نمىكنند . عيسى از خداوند دليل اين امر را پرسيد .
خداوند فرمود : اى روح اللّه ، او فرزندى دارد كه بس نيكوكار است و يتيمان را پناه مىدهد ، ما به سبب نيكوكارى فرزندش ، او را از عذاب رهانيديم .
عيسى به يحيى بن زكريا فرمود : اگر دربارهء تو سخنى بگويند كه در وجود تو هست بدانكه خداوند بر تو رحمت آورده است ( كه به عيب خودآگاهى يافتهاى ) ولى اگر سخنى را دربارهء تو بگويند كه در وجود تو نيست بدانكه پاداشى بدون رنج را به دست آوردهاى . « 2 »
فرازى از پندهاى عيسى چنين است : اى دانشمندان زشتسيرت و زشت كردار ! بدانيد كه امر خداوند بر خوشايند شما نيست ؛ بلكه شما براى مردن آفريده شدهايد و براى ويرانىآباد مىسازيد و براى وارثان ذخيره مىكنيد .
موسى شما را فرمان داد كه به دروغ سوگند نخوريد ؛ ولى من مىگويم كه سوگند راست نيز نخوريد .
اى بنى اسرائيل ، شما را به خوردن گياهان بيابان و نان جوين فرا مىخوانم نان گندم نخوريد كه مىترسم نتوانيد شكر آن را بهجاى آوريد . « 3 »
هامش
( 1 ) . توحيد شيخ صدوق ص 236 .
( 2 ) . بحار الانوار ج 14 ص 287 .
( 3 ) . علل شرايع ج 2 ص 211 .