حضرت على عليه السّلام در يكى از خطبههاى خود فرمودهاند : عيسى سنگ سخت را بالش خود مىساخت و لباسهاى زبر و زمخت مىپوشيد . غذايش گرسنگى بود و چراغ شبش نور ماه . در سرماى زمستان در گوشه و كنارى پناه مىگرفت و از گياهان روييده بر زمين مىخورد . همسرى نداشت كه به فتنه دراندازدش و كودكى نداشت كه به اندوه گرفتار سازدش . مركب سوارىاش پاهايش بود و خدمتكار خانهاش دستانش . « 1 »
در ارشاد القلوب آمده است : عيسى همواره مىگفت : خدمتكار من دستانم است و مركبم ، پاهايم و بسترم زمين و بالشم سنگ است .
در زمستانها در گوشه و كنار گرم زمين پناه مىگيرم . چراغ شبم نور ماه است و غذايم گرسنگى و چادر سر پناهم ترس از خدا و لباسم پشمينه و ميوه ام گياهان روى زمين است .
شب درحالى مىخوابم كه چيزى ندارم و صبح درحالى برمىخيزم كه همچنان دستم تهى است . با اين وجود كسى ثروتمندتر از من بر روى كره زمين نيست . « 2 »
مفضل روايت نموده كه امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : زمينهاى روى زمين هر يك بر ديگرى فخر مىفروختند . زمين كعبه نيز بر كربلا فخر مىفروخت و خود را بالاتر از آن مىدانست .
در اين هنگام خداوند وحى فرمود كه بر سرزمين كربلا فخر مفروش كه آنجا زمينى است كه موسى مورد خطاب پروردگار قرار گرفت و مريم و عيسى به آنجا پناه بردند و با آن سرزمين خود را شستشو دادند و سر پاك حسين را در سطل آبى شستند .
سدير از امام باقر عليه السّلام پرسيد : آيا خداوند مؤمنان را نيز به بيمارى مبتلا مىسازد ؟ امام عليه السّلام فرمودند : آيا خداوند جز مؤمنان كسى ديگر را نيز مىآزمايد ؟ !
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ج 14 ص 238 .
( 2 ) . ارشاد القلوب ص 156 .