آن نخل پيش از آن ، پيوسته خشكيده بود ولى هنگامى كه مريم بر آن دست زد سبز و تازه شد و خرماى تازه بر آن روييد .
سپس عيسى به مادرش گفت :
« فَكُلِي وَ اشْرَبِي وَ قَرِّي عَيْناً فَإِمَّا تَرَيِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَداً فَقُولِي إِنِّي نَذَرْتُ لِلرَّحْمنِ صَوْماً فَلَنْ أُكَلِّمَ الْيَوْمَ إِنْسِيًّا » .
« 1 »
پس از آن مريم ناپديد شد . همگان در پى او بودند و سرانجام زكريا او را همراه فرزندش يافت .
مريم در حالى كه عيسى را در گهواره داشت به ميان مردم آمد . زنان با تندى به مريم مىنگريستند ولى او سخن نگفت تا اينكه وارد محرابش شد .
مردم به او گفتند : يا مريم « لقد جئت شيئا فريّا » .
در اين هنگام خداوند به عيسى وحى فرمود كه سخن گويد . عيسى نيز گفت : « إنّى عبد اللّه آتانى الكتاب و جعلنى نبيّا » . « 2 »
امام سجاد عليه السّلام فرمودهاند : هنگامى كه حضرت على عليه السّلام از نبرد خوارج باز مىگشت به منطقهاى به نام زوراء رسيد كه در نزديكى بغداد بود .
آن حضرت به لشكريانش فرمود : شتابان از اين سرزمين بگذريد كه زمين اينجا بسيار زودتر از ميخى كه در سبوس گندم فرو مىرود دهان مىگشايد .
پس از آنكه آنان از « زوراء » گذشتند راهبى را ديدند كه در صومعهاى عبادت مىكرد . راهب با ديدن حضرت على به آن حضرت فرمود : در اين سرزمين منزل نكنيد كه در انجيل آمده است كه پيامبران و جانشينان آنان در اينجا ( با كافران ) جهاد خواهند كرد .
امير المؤمنان فرمود : من جانشين بهترين پيامبر خدا محمد بن عبد اللّه هستم .
ناگهان راهب گفت : آيا تو همان كسى نيستى كه از قريش است و موهاى جلوى سرش اندك است . در انجيل توصيف تو آمده است كه وارد سرزمين « براثا » در بغداد خواهى شد . آنجا خانهء مريم و عيسى عليهما السّلام است . امير المؤمنان
هامش
( 1 ) . سورهى مريم / 26 .
( 2 ) . تفسير قمى ج 2 ص 48 تا ص 50 .