تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 572

مساهمون:

ص٥٧٢
قال « إنّما أنا رسول ربّك لأهب لك غلاما زكيّا » . مريم سخن او را باور نكرد چرا كه تا آنگاه ازدواج نكرده بود
« قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا » .
« 1 » جبرئيل كه از چگونگى قدرت خدا آگاهى نداشت گفت :
« قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ »
اين گونه بود كه جبرئيل در او دميد و مريم باردار شد و فردا صبح فرزندش عيسى را به دنيا آورد و مدت باردارى مريم نه ساعت بود كه به ازاى نه ماه باردارى ديگر زنان بود . پيش از آنكه مريم ، عيسى را به دنيا آورد جبرئيل از او خواست كه كنار درخت خرماى خشكيده‌اى برود و از آن خرما بخورد . در آن روز گروهى از بافندگان برگ‌هاى خرما ، در نخلستان بودند . مريم از دسته‌اى از آنان سراغ نخل خشكيده را گرفت ولى آنان او را مسخره كردند و پاسخى به او ندادند . مريم نيز آنان را نفرين كرد ولى گروهى ديگر نخل خشكيده را به او نشان دادند و آن حضرت آنان را دعا كرد . هنگامى كه مريم نزديك نخل خشكيده رسيد به ناگاه درد زايمانش آغاز شد و پس از اندكى عيسى را به دنيا آورد . هنگامى كه مريم به عيسى نگاه كرد فرمود :
« يا لَيْتَنِي مِتُّ قَبْلَ هذا وَ كُنْتُ نَسْياً مَنْسِيًّا »
پس عيسى از شكمش او را صدا كرد كه :
« أَلَّا تَحْزَنِي قَدْ جَعَلَ رَبُّكِ تَحْتَكِ سَرِيًّا » .
« 2 » آنگاه عيسى به سخن آمد و به مادرش گفت : نخل را تكان ده تا خرماى تازه برايت فرو ريزد .
هامش
( 1 ) . سوره مريم / 17 تا 21 . ( 2 ) . سوره‌ى مريم / 23 تا 24 .