لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ »
فرمودهاند : زندگى و مرگى كه در اين آيه آمده است براساس تقدير الهى است يعنى تا هرگاه كه خدا صلاح دانست زنده باشيم و نبايد از خدا مرگ بخواهيم و آنگاه كه خداوند مرگ را به صلاح ما دانست نبايد لحظهاى براى ماندن در دنيا پافشارى كنيم .
روايت شده است كه هنگامى كه امام باقر عليه السّلام جنازهاى را مىديدند مىگفتند : سپاس خدا را كه ما را در زمرهء مردگان قرار نداد .
امام عليه السّلام به اين دليل چنين مىفرمودند كه هركس خواهان زندگى در اين دنياست مىتواند با عبادت و فرمانبردارى از خداوند ، به آخرت نظر افكند و به مقام رضايت الهى دست يابد .
بايد دانست كه براى رسيدن به رضاى الهى بايد در راه درست گام برداشت نه همچون صوفيه كه براى رسيدن به مقام رضا ، مرحلهها و درجههايى را معين كردهاند .
همانگونه كه عمرو بن فارض مىگفت كه به مقام رضا و تسليم رسيده است و در شعرى چنين گفته است :
و بما شئت فى هواك اختبرنى * فاختيارى ما كان فيه رضاكا
« خدايا ، هرآنچه را كه مىپسندى دربارهء من بيازماى كه من به مقام رضا رسيدهام » .
گويند كه پس از چندى ابن فارض به بيمارى انسداد مجارى ادرار مبتلا شد و از درد به خود مىپيچيد و گاهى به مكتب درس كودكان مىرفت و از آنان مىخواست كه براى شفايش دعا كنند .
در برخى روايات مقام تسليم در برابر خدا ، ستايش شده است و عباراتى همچون « الا صبرت عليه » « لم اسأل اللّه كشفه عنى » وجود دارد و از سويى نيز رواياتى ما را به دعا و درخواست از خداوند سفارش مىكند .
در اين روايات تناقضى وجود ندارد بلكه انسان مخيّر است كه دعا كند و يا شيرينى شكيبايى را بچشد ؛ به همين دليل است كه اولياء الهى هم عافيت را