تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 404

مساهمون:

ص٤٠٤
به ميان قوم خويش بازگردم آنان خواهند گفت كه ادعاي موسي درست نبود و به همين خاطر فرستادگان ما را كشته است . خداوند فرستادگان بني اسرائيل را دوباره زنده نمود تا با موسي به ميان قومشان بازگردند . آن فرستادگان دوباره از موسي خواستند كه خدا را بر آنها بنماياند . موسي در پاسخ به آن‌ها گفت : خداوند را بايد از نشانه‌هايش شناخت . ولي بني اسرائيل در خواسته خود پافشاري كردند . ناگهان خداوند بر كوه تجلي كرد .
« فَلَمَّا تَجَلَّى رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَكًّا وَ خَرَّ مُوسى صَعِقاً فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ »
« 1 » امام باقر عليه السّلام فرموده‌اند : امير مؤمنان در فرازي از وصيت خويش فرموده‌اند : پيكر مرا به نجف ببريد و هرگاه به سراشيبي رسيديد و باد از برابر شما وزيد همانجا مرا به خاك سپاريد كه آنجا آغاز كوه سينا است . « 2 » امام صادق عليه السّلام فرموده‌اند : « غري » بخشي از كوه سينا است كه خداوند در آنجا با موسي سخن گفت . « 3 » سيد مرتضي در تفسير آيه
« وَ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ »
گويد : هارون كار نادرستي انجام نداده بود ولي با اين حال موسي بر او خشم گرفت . بايد دانست كه موسي كاري نابخردانه انجام نداد بلكه به سبب بدعت بزرگي كه در ميان قومش رواج يافته بود غرق در افكار آشفته بود و همانگونه كه در اين‌حال اشخاص بر موها و محاسن خويش چنگ مىزنند موسي نيز موها و محاسن هارون را كه از خود مىدانست چنگ زد ، هنگامي كه هارون از موسي خواست كه محاسنش را رها كند قصدش اين بود كه بني اسرائيل گمان نكنند كه هارون خطايي كرده است و سزاوار سرزنش موسي شده است و شايد هارون با اين سخن مىخواست از خشم موسي بكاهد . « 4 »
هامش
( 1 ) . عيون الاخبار الرضا ، ج 1 ص 178 . ( 2 ) . بحار الانوار ، ج 13 ، ص 219 . ( 3 ) . بحار الانوار ، ج 13 ، ص 219 . ( 4 ) . تنزيه الانبياء ص 80 .