ابن جهم گويد : مأمون از امام رضا عليه السّلام درباره اين سخن خداوند در قرآن پرسيد كه ،
« فَوَكَزَهُ مُوسى فَقَضى عَلَيْهِ قالَ هذا مِنْ عَمَلِ الشَّيْطانِ » .
آن حضرت فرمودند : موسي نيمهشب وارد يكي از شهرهاي مصر شد و در همان آغاز شهر ، دو مرد را ديد كه با يكديگر جدال مىكنند ، يكي از آندو پيرو موسي و ديگري دشمنش بود . موسي در اين ميان بر آن مرد قبطي كافر مشتي زد و او همان دم جان سپرد ، در اين هنگام امام رضا عليه السّلام فرمودند : در حقيقت جدال و ستيز آندو ، مرگ آن كافر را پيش آورد نه مشت حضرت موسي .
آنگاه مأمون از آن حضرت پرسيد : چرا موسي پس از كشتن آن كافر اين گونه گفت :
« رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي فَاغْفِرْ لِي » .
آن حضرت فرمودند : در حقيقت ستمي را كه موسي بر خود روا داشته بود اين است كه وارد شهر شده و در ستيز ميان آندو دخالت كرده است كه كارش با مرگ مرد قبطي همراه شد و اينكه موسي به خداوند عرضه داشت : « فاغفرلي » به معناي آن است كه خداوندا مرا از دست دشمنانت دور نگاه دار . آنگاه موسي گفت :
« رَبِّ بِما أَنْعَمْتَ عَلَيَّ »
يعني خداوندا به سبب نيرويى كه به من ارزاني داشتي تا آن مرد كافر را بكشم ، پيوسته در راه تو با دشمنان ستيز خواهم كرد تا خشنودي تو را به دست آورم و هيچگاه پشتيبان ستمپيشگان نخواهم بود .
سپس مأمون از آن حضرت پرسيد : مقصود از آيه
« فَعَلْتُها إِذاً وَ أَنَا مِنَ الضَّالِّينَ »
پرسيد . آن حضرت فرمودند : اين جمله را موسي زماني گفت كه فرعون او را به كشتن مرد قبطي متهم ساخت . و بايد گفت مقصود از « الضّالّين » به معناي گمراه نيست بلكه به معناي سرگشته است . يعني مقصود موسي اين بود كه من پس از خروج از قصر فرعون ، سرگردان بودم و سرانجام به شهري رسيدم كه آن دو نفر باهم ستيز مىكردند و ترسيدم كه دوباره نزدت بازگردم تا مبادا مرا قصاص كني . آنگاه موسي به فرعون گفت :
« فَوَهَبَ