تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه قصص الانبياء : تاريخ انبياء از آدم تا خاتم ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
كسانى همچون « كسائى » و « سهل » و « يعقوب » كلمهء « عمل » را در آيه ، به صورت مصدر قرائت كرده‌اند و « غير » را صفت دانسته‌اند و بدين صورت آيه را اين گونه به تأويل برده‌اند كه آن پسر ، فرزند نوح نبود بلكه فرزند همسر نوح بود كه با زنا به دنيا آمده بود و با اين تأويل بايد فرمايش امام رضا عليه السّلام را در حديث پيشين ردّى بر تأويل آيه دانست و نه ردّ بر قرائت آيه ؛ به اين معنى كه كنعان از نظر عمل صالح همچون پدرش نبود ؛ مىتوان اين احتمال را نيز پذيرفت كه امام رضا عليه السّلام قرائت اين آيه را رد نموده است يعنى قرائت مصدرى و وصفى جزء نزول اوليه آيه نيست . مردى شامى از على عليه السّلام پرسيد : چرا آفرينش بز اين گونه است كه دمى برگشته و عورتى آشكار دارد ؟ آن حضرت فرمودند : زيرا بز هنگام سوار شدن بر كشتى نوح نافرمانى نمود و نوح ناچار شد آن حيوان را به درون كشتى پرتاب كند و به اين سبب نيمى از دمش كنده شد . اما بر خلاف بز ، ميش داراى عورتى پوشيده است ؛ زيرا هنگام سوار شدن بر كشتى از ديگر حيوانات پيشى گرفت و نوح نيز دست نوازشگرانه‌اى بر دم و او كشيد و باعث شد كه دنبه‌اى بر پشت آن حيوان برويد . امام صادق عليه السّلام مىفرمايد : شهر نجف در آغاز كوهى عظيم بود كه كنعان به پدرش گفت : « سآوى إلى جبل يعصمنى من الماء » ولى پس از نافرمانى كنعان ، آن كوه تكه‌تكه شد و به سوى سرزمين شام گسترش يافت . پس آنگاه در مكان آن كوه ، دريايى خروشان پديد آمد كه آن را « نى » مىناميدند . ديرى نگذشت كه آن دريا خشكيد و آن مكان به « جف » كه به معناى خشك است مشهور گشت و امروز آن سرزمين را نجف مىنامند [ كه مخفف نى جفّ است ] . در كتاب علل الشرايع آمده است : پس از آنكه ياران نوح سوار بر كشتى شدند خداوند نوعى آرامش را در ميان حيوانات پديد آورد به گونه‌اى كه گرگ و گوسفند و گاو و شير در كنار يكديگر آرام گرفته بودند . هنگامى كه موش‌ها در كشتى فزونى يافتند خداوند از عطسهء شير ، يك جفت گربهء نر و ماده آفريد تا موش‌ها را بخورند و موش‌ها كاسته گردند . همچنين با فزونى يافتن بيمارى