بحث سوّم در اثبات لذّت عقلانى براى ارواح آدمى است
بى شك براى جوهر عقلانى ما كمالى ( 1 ) است ، آن كمال اين است كه جلوهء ذات حق به اندازهء توان و ظرفيّتش در او نقش بندد چون ادراك و تعقل خداوند آن طور كه شايسته است براى غير خودش ناممكن است . آن گاه صورت معلولات ذات حق با رعايت ترتيب تا آخرين وجود برايش تجلَّى مىكند و به صورتى قطعى و بدور از آلودگى به گمان و خالص از آميزهء و هم و خيال در آن نقش مىبندد . به گونه اى كه ميان ذات عاقل و ميان آنچه در او نقش مىبندد ابدا فرقى وجود ندارد . ( اتحّاد عاقل و معقول ) بلكه بطور مطلق عقل مستفاد مىشود . و بى شك اين كمال در مقايسهء با او خير است و يقينا شخص عاقل اين كمال و خير را ادراك مىكند و برايش حاصل مىشود . در نتيجه از آن لذّت مىبرد و اين همان لذّت عقلى مىباشد . و تو پس از مقايسه كردن اين لذّت با لذّت حيوانى مىيابى كه لذّت عقلانى برتر و از نظر چگونگى قويتر و مقدارش بيشتر از لذّت حسّى است . دليل برترى لذّت عقلانى بر لذت جسمانى اين است كه به وسيله عقل ، ذات حق و صفات و فرشتگانش و چگونگى وضع عالم بالا و پايين ادراك مىشود . و به وسيله حسّ رويهء اجسام و عوارض جسمانى درك مىگردد . و چون ادراكات عقلانى برتر و كاملتر مىباشد ، بهجت و شادمانى در رسيدن به آن برتر و بالاتر خواهد بود . دليل قويتر بودن