احساس مىشوند ، و گاهى بعضى از آنان ترقّى كرده و معتقد شدهاند كه لذّت و المى وجود دارد كه به وسيله ادراكات ديگر يعنى ادراكات غير حسى درك مىشوند جز اين كه ثبوت آن را در واقع و حقيقت انكار كردهاند و آن لذّات را به خيالات پوچ و بى اساسى نسبت دادهاند .
و بسا كه آن لذّتها را نسبت به لذّات حسى پست و ناچيز شمردهاند در حالى كه بر اين ادعاى نادرستشان با دو مطلب روبرو مىشوند .
1 - محقّقا لذّت چيرگى گر چه در كار پستى همچون بازى شطرنج و تخته نرد باشد گاهى براى كاملترين لذّتهاى حسّى با نيازى كه به آنها هست ، برگزيده مىشود و هر چه بر ديگرى برگزيده شود با امكان دست يا بى به آن ، قطعا مهمتر است ، پس لذّت چيرگى در يكى از كارهاى پست از لذّتهاى حسّى كاملتر و قويتر است ، همچنين درد و رنج شكست اگر با فهم و شعور تلقّى شود بيش از شكست در لذّتهاى حسى مىباشد . مقدّمهء اوّل اين قياس از امور وجدانى است و مقدّمه دوم از اوّليات است .
2 - حالت فرشته از حالت حيوان كاملتر و پاكيزه تر است و اين مطلب ، بديهى است با اين كه فرشته لذّتهاى حسّى ندارد . پس اگر لذّت تنها لذّت حسّى باشد بايد حيوان كاملتر و سعادتمندتر از فرشته باشد .
پس از شناخت مطلب فوق ، بايد بدانى كه لذّت ، درك رسيدن به چيزى است كه
شرح مئة كلمة لأمير المؤمنين ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 68
مساهمون: ابن ميثم البحراني
ص٦٨