بحث چهارم در درجات خوشبختان و مراتب بدبختان است
حالات نفوس انسانى در خوشبختى و بدبختى ، يا بر حسب عقيده ها در نيروى نظرى لحاظ مىشود ، يا بر حسب اعمال در نيروى عملى . به هر دو حال ، نفس يا متّصف به اعتقادات درست ( 1 ) و اخلاق پسنديده مىباشد يا موصوف به ضدّ آنها مىشود كه اعتقادات نادرست و اخلاق پست است ، يا متّصف به اعتقادات درست و اخلاق پست مىشود يا عكس آن ( اعتقادات نادرست و صفات پسنديده ) يا از يكى از آن دو خالى است يا از هر دو با هم تهى است پس نه قسم به شرح زير مىشود : [ 1 - نفوسى كه متّصف به عقايد درست و اخلاق پسنديده باشد 2 - نفوسى كه متّصف به عقايد نادرست و اخلاق پست باشد 3 - نفوسى كه متّصف به اعتقادات درست و اخلاق پست باشد 4 - نفوسى كه متّصف به اعتقادات باطل و ملكات پسنديده باشد 5 - نفوسى كه خالى از اعتقادات درست و نادرست باشد و متّصف به اخلاق پسنديده 6 - نفوسى كه خالى از اعتقادات و متّصف به اخلاق پست باشد 7 - نفوسى كه متّصف به اعتقادات خالى از اخلاق باشد 8 - نفوسى كه متّصف به اعتقادات باطل و تهى از اخلاق باشد 9 - نفوسى كه بكلَّى خالى از اعتقادات و اخلاق باشد ] . قسم اوّل : امّا اعتقاداتى كه در قسم اوّل حاصل مىشود : يا مستند به دليل است يا نيست ، در صورت اوّل بالاترين مرتبه اش نفسى است كه جهان معقول را مشاهده مىكند و اخبار يقينى و مطابق با واقع در آن نقش مىبندد و عقل مستفاد مىشود . پس از آن كه بر درجات استعداد براى منتقل شدن به معقولات ثانى آگاه شدى آن درجات را مىشناسى و اينان كه به آن درجات رسيدهاند دوستان نيكوكار خدايند و در غرفه هاى بهشت در امن و امانند . و اگر صورت دوم باشد يعنى : عقايدى كه حاصل شده متكَّى به برهان نباشد ، درجهء