است كه در عقبه حضور داشته ، پيش از هجرت درگذشته و ثلث مال خود را طبق وصيت به پيامبر صلى الله عليه و آله واگذار كرده بود . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمان داد قبر او را رو به كعبه كنند . « 1 » 225 - ابن ابىيحيى ، از سلمه نقل كرده كه پيامبر صلى الله عليه و آله در مسجد بنى وائل ميان دو ستون جلويى ، حدود پنج ذراع عقبتر از جايى كه اكنون محل ايستادن امام جماعت است ، نماز خواند . [ سلمه ] گفت : ما در آنجا ميخى بر زمين كوبيديم . « 2 » 226 - قَعْنَبِى براى ما نقل كرد و گفت : ابراهيم بن سعد ، از زهرى ، از محمود بن ربيع ، از عِتْبَان بن مالك براى ما نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله به خانه او آمد و هنوز ننشسته بود كه به او فرمود : دوست دارى در كجاى خانهات نماز بگزارم ؟ گويد : من به جايى اشاره كردم . پس پيامبر صلى الله عليه و آله تكبير گفت و ما نيز پشت سر او به صف ايستاديم و دو ركعت نماز خوانديم . « 3 » 227 - عثمان بن عمر براى ما نقل كرد و گفت : يونس ، از ابن شهاب ، از محمود بن ربيع ، از عِتْبان بن مالك نقل كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در خانه او نافلهء ظهر را خواند و آنان پشت سر او ايستادند و نماز گزاردند . « 4 » 228 - عبداللَّه بن نافع و ابوغسان براى ما نقل كردند و گفتند : مالك بن انس ، از ابن شهاب ، از محمود بن ربيع نقل كردهاند - و ابوغسان منفرداً را از ابن ربيع انصارى نقل كرده است - كه عتبان بن مالك كه نابينا و امام جماعت طايفهء خود بود به رسول خدا صلى الله عليه و آله گفت : گاه ، شبها تاريك و بارانى است و بيم سيل مىرود و من مردى نابينا هستم [ و نمىتوانم در چنين مواقعى به مسجد بيايم ] ؛ اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، در جايى از خانه من نماز بگزار تا آنجا را محل نماز خود قرار دهم .
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 83
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٨٣
هامش
( 1 ) . حديث مرسل و ضعيف است ؛ سلمة بن عبيداللَّه خطمى مجهول است و نديدهام كسى او را شرح حال نوشته باشد . گفتنى است : مسجد عجوز كه در اين روايت آمده منسوب به زنى از بنى سليم است كه خود طايفهاى از بنى ظفر بن حارث اند . بنگريد به : وفاء الوفا ، ج 2 ، ص 70 .
( 2 ) . حديث مرسل و ضعيف است ؛ سلمه بن عبيداللَّه خطمى از رجال سند حديث است كه در شمارهء پيشين دربارهاش نوشتيم .
( 3 ) . عبدالرزاق در مصنف ( 1929 ) ، طبرانى در معجم الكبير ( 18 ش 47 به صورت طولانى ، و با شمارههاى 49 ، 50 ، 52 ، 53 ، 54 و 56 ) نقل كردهاند .
( 4 ) . طبرانى در معجم الكبير ( 18 ش 52 ) اين حديث را نقل كرده است .