برايش نقل كرده كه خود از شيوخى از خاندان خويش از بنى عمرو بن عوف شنيده است كه روز از نيمه گذشته بود كه عمر بن خطاب به مسجد قبا و به ميان آنان آمد . عمر به مسجد وارد شد و مردى را فرمود تا شاخهء خرمايى تر بياورد . آنگاه گفت : اينك به همين كار بر درگاه خداوند تقرب مىجويم . آن شاخه را برداشت و به وسيلهء آن غبار از ديوار سمت قبله مسجد برگرفت . سپس گفت : [ اى مسجد ] اگر تو در جايى بسيار دور دست هم بودى براى رسيدن به تو بر گُردهء شتران مىنواختيم . پس از آن نشست ، تا آن هنگام كه روزهداران روزه گشايند . او خود روزه بود و نوشيدنى خواست . مردم به برآوردن اين خواسته شتافتند و از اين ميان يكى بر ديگران پيشى گرفت و جامى عسل آورد . عمر چون آن را ديد شگفت زده شد و گفت : به به ! اين ديگر چيست ؟ گفت : عسل . عمر گفت : آن را بردار و برايم نوشيدنى بياور كه بازخواستى سبكتر داشته باشد . پس آن مرد آب آورد و عمر آب را نوشيد . 147 - غُندر بن محمد بن جعفر براى ما نقل كرد و گفت : سعيد بن ابىعروبه از قتاده برايمان نقل كرد و گفته است : چون آيهء « فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرينَ » « 1 » نازل شد رسول خدا صلى الله عليه و آله به انصار فرمود : اى اهل قبا ، خداوند براى شما پاكى و طهارت را به بهترين وجه ستوده است ؛ چه [ مى كنيد ] « 2 » ؟ گفتند : اثر غايط و بول را مىشوييم . « 3 » 148 - موسى بن اسماعيل براى ما نقل كرد و گفت : حمّاد بن سلمه براى ما حديث كرد و گفت : پيرى از بنى نعمان كه او را مُجَمِّع مىناميدند گفت : آيهء « فِيهِ رِجَالٌ يُحِبُّونَ أَنْ يَتَطَهَّرُوا وَاللَّهُ يُحِبُّ المُطَّهِّرينَ » دربارهء پدران من نازل شده است ، دربارهء بنى عمرو بن
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 60
مساهمون: ابن شبة النميري
ص٦٠
هامش
( 1 ) . توبه / 108 : در آن مردانى هستند كه دوست دارند پاك باشند و خداوند پاكان را دوست دارد .
( 2 ) . در متن عربى كلمهء « يصفون » افتاده بوده و محققان متن عربى ابن شبه آن را به نقل از تفسير ابن كثير ( ج 2 ، ص 354 ) آوردهاند .
( 3 ) . روايت مرسل است . طبرى در تفسير خود ( ج 11 ، ص 19 ) آن را با اختلافى اندك در الفاظ ، از بشر ، از يزيد ، از سعيد ، از قتاده نقل كرده است .