تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 59

مساهمون:

ص٥٩

اماممان هستيم . گفت : وقتى او دير كرده است چه چيز مانع آن است كه كسى ديگر از جمع شما نماز بخواند ؟ گفتند : تو خود سزاوارترين كسى كه نماز ما را امامت كنى . پرسيد : آيا بدين خرسنديد ؟ گفتند : آرى . پس تميم نماز را امامت كرد . آنگاه معاذ آمد و گفت : اى تميم ، چه چيز تو را بر آن داشته كه پاى در كفشى كنى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله به من پوشانده است ؟ معاذ سپس گفت : تو را وا نمىگذارم تا به حضور رسول خدا صلى الله عليه و آله بروم . پس [ از آن كه تميم و معاذ به حضور پيامبر صلى الله عليه و آله رسيدند ، معاذ ] گفت : اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، اين تميم پاى در كفشى كرده كه تو خود به پايم كردى . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود : تو چه مىگويى تميم ؟ تميم همانند آن سخن را كه براى مردم در مسجد گفت بيان كرد . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : چنين بايد كرد . اگر امام دير كرد همان كارى را انجام دهيد كه تميم براى مردم انجام داد . » معاذ گويد : در هيچ كار خيرى نشد كه من و تميم با هم مسابقه دهيم مگر اين كه او بر من پيشى گيرد . من و او در ميدان شهادت بر هم سبقت جستيم ؛ او شهيد شد و من ماندم . « 1 » 144 - عنان براى ما نقل كرد و گفت : حفص براى ما نقل كرد و گفت : ابن جُرَيح از نافع از ابن عمر نقل كرده كه گفته است : سالم وابستهء ابوحذيفه را ديدم كه مهاجران را در حالى در مسجد قبا امامت مىكند كه ابوبكر و عمر نيز در ميان آنان هستند . 145 - هارون بن معروف و احمد بن عيسى براى ما نقل كردند و گفتند : عبداللَّه بن وهب ما را حديث كرد و گفت : ابن جريج مرا خبر داد كه نافع به وى خبر داده است كه عبداللَّه بن عمر گفته است : سالم وابستهء ابوحذيفه در مسجد قبا در حالى مهاجران پيشگام و اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله را امامت مىكرد كه ابوبكر ، عمر ، ابوسلمه ، زيد و عامر بن ربيعه در ميان آنان بودند . 146 - هارون بن معروف براى ما نقل كرد و گفت : ابن وهب ما را حديث كرد و گفت : اسامة بن زيد گفته است : پدرم برايم نقل كرد كه محمد بن عبدالرحمان بن سعيد بن زراره

هامش
( 1 ) . سند اين حديث ضعيف است و رجال آن مجهول هستند .