تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢

كسى به من خبر داد كه پيامبر صلى الله عليه و آله اين سراى را به اقطاع به او واگذاشته است . گفته مىشود نعيم در آنجا كه اكنون گنبد سراى مروان است سراى داشت . نعمان بن عدى بن عبداللَّه بن اداه سرايى اختيار كرد كه بعدها به ملك محمد بن خالد بن برمك در آمد و وى آن را نوسازى كرد . اين سراى در سوق الخياطين به بلاط مشرف است و خود در جوار بازار ميوه فروشان قرار دارد . نعمان اين خانه را كه به عنوان ارث در دست آل نحام و آل ابىجهم بود از آنان خريد . گفت : [ احتمالًا ابوزيد بن شبه ] : برخى از نسب شناسان به من گفتند : اين نعمان ، پسر عدى بن فضلة بن عمرو « 1 » است . مطيع بن اسود سراى خود را در بلاط ساخت . اين سراى كه در جوار محلهء ميوه فروشان است به سراى ابومطيع نامور شد و عباس بن عبدالمطّلب آن را با سراى اويس كه مالكش بود مبادله كرد . [ ابوزيد ] گفت : فردى مطّلع برايم نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله خود اين سراى را به مطيع واگذارد . به ما رسيده است كه عبداللَّه بن مطيع و حكيم بن حزام اسدى اين سرا را به همراه سرايى كه در پشت آن است ، به صد هزار درهم خريدند و با هم شريك شدند . حكيم در اين شركت با ابن مطيع نساخت و وى همان سراى را كه به سراى مطيع نامور شد به كل اين بها از حكيم خريد و در نتيجه سراى حكيم به عنوان سود براى حكيم باقى ماند . به‌حكيم گفتند : او تو را فريب داده است ! گفت : سرايى به سرايى و نيز صد هزار دهم . گفتنى است سراى ابومطيع را « عنقاء » نيز مىناميدند ؛ شاعر گفته است : « الَى الْعَنْقاءِ دار ابىمطيع » . شفاء « 2 » دختر عبداللَّه بن عبد شمس بن خلف بن صداد سراى خود را در محله

هامش
( 1 ) . مقصود نعمان بن عدى بن فضلة بن عمرو است . نسب او در طبقات الكبير ( ج 4 ، ص 140 ) چنين بيان شده است .
( 2 ) . نام كامل او شفاء دختر عبداللَّه بن عبد شمس بن خلف بن صداد بن عبداللَّه بن قرظ بن رذاح بن عدى بن‌كعب بن لؤى قرشى عدوى است . او مادر سليمان بن ابىحثمه است كه از زنان خردمند و فاضل و از نخستين كسانى بود كه اسلام آوردند . بيعت كردند و هجرت گزيدند . پيامبر صلى الله عليه و آله در حضور او از امتنان و سپاس سخن مىگفت . بنگريد به : اسد الغابه ، ج 5 ، ص 486 .