رفت و از راهى ديگر بازگشت « 1 » 398 - ابواحمد براى ما نقل كرد و گفت : خالد بن الياس ، از يحيى بن عبدالرحمان ، از پدرش حديث كرد كه رسول خدا صلى الله عليه و آله با پاى پياده و از راهى كه از در خانهء سعد بن ابىوقاص مىگذشت به نماز عيد مىرفت و از ( سمت خانهء ) ابوهريره برمىگشت . « 2 » 399 - حكيم بن سيف براى ما نقل كرد و گفت : بقية بن وليد ، از سليمان انصارى ، از زهرى ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه ، از ابنعباس نقل كرد كه پيامبر صلى الله عليه و آله از همان راهى كه به نماز عيد مىرفت باز نمىگشت . « 3 » 400 - محمد بن يحيى ، از محمد بن فضل - از فرزندان رافع بن خديج - از فضل بن مبشر نقل كرد كه گفته است : از جابر بن عبداللَّه شنيدم كه مىگويد : پس از بازگشت از ( غزوهء ) بنى قينقاع ، نخستين نماز عيد را در صبح روز دهم ذيحجه به جاى آورديم و اين نخستين عيد قربانى بود كه مسلمانان داشتند . در اين روز توانمندان بنى سلمه قربانى كردند و من خود در ميان اين خاندان هفده قربانى شمردم . « 4 » 401 - گفت : عبدالعزيز بن عمران ، از ابن قسيط ليثى ، از پدرش از ابوهريره نقل كرد كه گفته است ، پيامبر صلى الله عليه و آله هنگامى كه دربازگشت از سفر از مصلّى مىگذشت رو به قبله مىايستاد و دعا مىخواند . « 5 » 402 - گفت : عبدالعزيز ، از ابوابراهيم صالح نجار ، از جناح نجار نقل كرد كه گفته است : همراه با عايشه دختر سعد بن ابىوقاص روانه مكه شدم . در راه از من پرسيد :
تاريخ المدينة المنورة (تاريخ مدينه منوره) (فارسى) — صفحة 140
مساهمون: ابن شبة النميري
ص١٤٠
هامش
( 1 ) . ما اين حديث را به روايت حاطب نيافتيم . تنها طبرانى در معجم الكبير ( ج 2 ، ص 201 ) از عبدالرحمان بن حاطب نقل كرده كه گفت : ديدم پيامبر صلى الله عليه و آله را كه به نماز عيد مىآيد ؛ از يك راه مىرود و از راه ديگر باز مىگردد . هيثمى دربارهء اين حديث گفته : سند مشتمل بر خالد بن الياس و او راويى متروك است .
( 2 ) . شمارهء پيشين را بنگريد .
( 3 ) . حديث به اتكاى شواهد پيشين صحيح است و چنان كه ابن حجر در فتح البارى ( ج 2 ، ص 472 ) گفته است ، هر يك از اين احاديث ديگرى را تقويت مىكند . در اين باب همچنين در صحيح بخارى ( 986 ) و سنن بيهقى ( ج 3 ، ص 308 ) از طريق جابر و در سنن ابن ماجه ( 1298 و 1300 ) از سعد قرظى و ابورافع و سرانجام در الامّ شافعى ( 467 ) از عثمان بن عبداللَّه روايت رسيده است .
( 4 ) . در وفاء الوفا ( ج 3 ، ص 779 ) آمده است .
( 5 ) . در وفاء الوفا ( ج 2 ، ص 791 ) آمده است .