[ دارو ]
* حكيم گفته است : حكايت كسى كه دارو مىجويد تا با آن [ از خداوند ] بىنياز شود ، حكايت كسى است كه مىخواهد آتش را به حلفاء « 1 » خاموش كند و در نتيجه جز شعله افروختن بر آن نمىافزايد .
[ تن بيمار و دل بيمار ]
* يكى از حكيمان گفته است : بدن چون بيمار شود به خوراك و نوشاك و آسايش تيمار نگردد و هرگاه دنيا دوستى به دل آويزد ، اندرز در آن اثر نگذارد .
[ دلهاى دنيازده ]
* خداوند به داوود عليه السّلام فرموده است : اى داوود ، از دلهاى وابسته به هوسهاى دنيا بپرهيز كه عقلهاى اينگونه دلها از من محجوبند . « 2 »
[ لغزش عالم ]
* سلمان گفته است : من بر شما از سه چيز بيم دارم : لغزش عالم ، جدال منافق و دنياى سركش .
[ ويژگىهاى بهشتيان ]
* يكى از حكيمان گفته است : چهار چيز از ويژگىهاى بهشتيان است : چهرهء گشاده ، زبان نرم ، دل مهربان و دست دهنده . « 3 »
هامش
( 1 ) . واژهء حلفاء را در فرهنگها چنين نوشتهاند : گياهى علفى و پايا از تيرهء گندميان با انواع بسيار كه برگهاى آن را براى بافتن حصير و ريسمان به كار مىبرند و در خراسان به آن لوخ گويند . بنگريد به : لاروس ، ج 2 ، ص 855 ؛ فرهنگ جامع كاربردى ، ج 2 ، ص 1095 .
به گمان مترجم معادل لوخ در خراسان درست به نظر نمىرسد و معادل درست آن در اين گويش ، علف قياق يا دم موشى است - م .
( 2 ) . متن را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 14 ، ص 39 ؛ ميزان الحكمه ، ج 2 ، ص 897 - م .
( 3 ) . حر عاملى اين حديث را از ورام بن ابى فراس نقل كرده و يادآور شده كه وى آن را به امام باقر عليه السّلام نسبت داده است . بنگريد به : وسائل الشيعه ، ج 9 ، ص 458 - م .