تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإختصاص ( اختصاص ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧
فرزندانت را بىآن‌كه مرا به ايشان نيازى باشد آفريده‌ام . تو و ايشان را تنها براى آن آفريده‌ام كه بيازمايم ، تا ببينم كدام‌يك از شما در سراى دنيا و پيش از مردن نيكوكارتر است . دنيا و آخرت ، زندگى و مرگ ، طاعت و معصيت و بهشت و دوزخ را چنين آفريده‌ام و در تقدير و تدبير خويش چنين اراده كرده‌ام . هم به علم نافذ خود ميان آنان در صورت و جسم ، عمر و روزى و طاعت و معصيت تفاوت نهاده‌ام و از آنان نيكبخت و تيره‌بخت ، دارا و نادار ، فرمانبر و نافرمان ، تندرست و بيمار و آن‌كه زمين‌گير است و آن‌كه او را هيچ بيمارىاى نيست قرار داده‌ام تا آن‌كه تندرست است به آن‌كه گرفتار آسيب و ناتندرستى است بنگرد و بر عافيت خويش مرا سپاس گويد و آن‌كه گرفتار آسيب و ناتندرستى است به آن‌كه تندرست است بنگرد و مرا بخواند و از من عافيت بخواهد يا بر بلايى كه داده‌ام صبر كند و او را عطايى بسيار دهم . همچنين مؤمن به كافر بنگرد و بر اين‌كه او را راه نموده‌ام مرا سپاس گويد . پس آنان را بدين هدف آفريده‌ام تا ايشان را در سختى و در گشايش و در عافيت و ابتلا و در آنچه داده‌ام و دريغ داشته‌ام بيازمايم و من خداوند مالك قادرم و مرا است كه همهء آنچه تقدير كرده‌ام بر همهء آنچه تدبير كرده‌ام جارى سازم و مرا است كه آنچه از اين‌ها خواهم به آنچه خواهم تغيير دهم . آنچه مؤخر داشته‌ام مقدّم دارم و آنچه مقدّم داشته‌ام مؤخر دارم . من خداوندى هستم كه آنچه اراده كند انجام دهد . دربارهء آنچه كنم از من پرسش نشود و من از آفريدگان خويش دربارهء آنچه كنند بپرسم . « 1 »

[ اولويت‌هايى در قرابت و ميراث ]

* هشام ، از يزيد كناسى نقل كرده كه گفته است : امام باقر عليه السّلام فرمود : فرزندت به تو سزاوارتر است تا فرزند فرزندت ، و فرزند فرزندت نيز به تو سزاوارتر است تا برادرت . فرمود : برادر تنىات به تو سزاوارتر است تا برادر پدرىات . فرمود : و برادر پدرىات به تو سزاوارتر است تا برادر مادرىات . فرمود : فرزند برادر تنىات به تو سزاوارتر است تا فرزند برادر پدرىات . فرمود : و فرزند برادر پدرىات به تو سزاوارتر است تا عمويت .
هامش
( 1 ) . متن كامل حديث يا بخش‌هايى از آن را بنگريد در : الكافى ، ج 2 ، ص 10 ؛ علل الشرائع ، ج 1 ، ص 11 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ص 156 ؛ بحار الانوار ، ج 5 ، ص 227 و 228 و ج 64 ، ص 116 و 117 ؛ نور البراهين ، ج 2 ، ص 182 و 183 - م .