ستمگر هستند و ما بدان در نمىآييم ، مگر اينكه آنان از آنجا بيرون روند . اگر از آنجا برون روند ما بدان درمىآييم . دو تن از كسانى كه از خدا پروا داشتند و خداوند ايشان را نعمت داده بود گفتند : از دروازه بر آنان درآييد كه اگر داخل شويد ، چيره خواهيد شد . گفتند : تو و پروردگارت برويد و پيكار كنيد كه ما اينجا نشستهايم . موسى عليه السّلام گفت : پروردگارا ، من تنها مالك خويش و برادر خويشم . ميان ما و مردمان ستمگر جدايى افكن . پس چون از ورود به آن خوددارى كردند ، خدا آن را بر ايشان حرام گردانيد و چهل سال در چهار فرسنگ سرگردان شدند و در اين مدت در بيابان سرگردان از اين سوى بدان سوى مىرفتند . پس تو را بر مردمان بدكار اندوهى مباد . « 1 »
امام صادق عليه السّلام فرموده است : چون شب مىشد ، منادى كاروانيان را بانگ برمىآورد كه اكنون زمان كوچيدن است . پس با آواز ساربانان و صداى زنگ شتران رهسپار مىشدند و چون سحر شده بودند خداوند زمين را فرموده بود تا آنان را در دايرهاى بچرخاند . آنان پيش مىرفتند و چون صبح مىشد خود را در همان منزلگاه مىديدند كه از آن كوچيده بودند . پس به همديگر مىگفتند : راه را به اشتباه آمدهايد .
چهل سال در همين وضع ماندند و خدا بر آنان « منّ » و « سلوى » نازل كرد و همه هلاك شدند مگر دو تن : يوشع بن نون و كالب بن يوفنا و فرزندانشان . آنان در مساحتى در اندازهء چهار فرسنگ سرگردان مانده بودند و چون مىخواستند بكوچند جامه و پاى افزارشان بر آنان سنگينى مىكرد و ايشان را زمينگير مىساخت .
امام عليه السّلام فرموده است : آنان سنگى داشتند كه چون بار مىگشودند ، موسى به عصاى خويش بر آن مىزد و از آن دوازده چشمهء زلال برمىجوشيد كه هرتيرهاى را چشمهاى بود و چون روانه مىشدند آب جمع مىشد و به درون آن سنگ باز مىگشت و آن سنگ را بر پشت چهارپا مىنهادند . « 2 »
* امام صادق عليه السّلام فرموده است : خداوند به بنى اسرائيل فرمود به سرزمين مقدسى كه خود براى ايشان نوشته بود درآيند . اما بعدها برايش بداء حاصل شد و زادگان پيامبران بدان
هامش
( 1 ) . اين بخش مضمون آيههاى 21 تا 26 سوره مائده است - ح .
( 2 ) . خبر را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 13 ، ص 177 - م .