سَبِيلًا
« 1 » .
هارون پرسيد : پس اين سراى چه كسانى است ؟
امام فرمود : براى شيعيان ما دورهء فترت و براى ديگران فتنه است .
هارون پرسيد : پس صاحب سراى را چه شده است كه آن را نمىگيرد ؟
امام عليه السّلام فرمود : آباد از صاحب سراى ستانده شده است ؛ اينك آن را جز آباد نمىخواهد .
هارون گفت : اين شيعيان تو كجايند ؟
امام كاظم عليه السّلام اين آيه را تلاوت كرد :
لَمْ يَكُنِ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ وَ الْمُشْرِكِينَ مُنْفَكِّينَ حَتَّى تَأْتِيَهُمُ الْبَيِّنَةُ
« 2 » .
هارون گفت : يعنى ما كافريم ؟
امام فرمود : نه ، اما آنگونهايد كه خداوند فرموده است :
الَّذِينَ بَدَّلُوا نِعْمَتَ اللَّهِ كُفْراً وَ أَحَلُّوا قَوْمَهُمْ دارَ الْبَوارِ
« 3 » .
در اين هنگام هارون خشمگين شد و با امام عليه السّلام درشتى كرد .
اين روايت گواه است كه امام عليه السّلام از هارون بيم نبرد و با چنين سخنانى با او روياروى شد .
اين نقض سخن كسانى است كه مدعىاند امام كاظم عليه السّلام از ترس هارون از او گريخت . « 4 »
[ دين و حكومت ]
* از برخى از امامان عليهم السّلام نقل شده كه گفتهاند : دين و حكومت همزاد يكديگرند و هريك ناگزير آن ديگرى را به همراه دارد . دين پايه است و حكومت پاسبان . آنچه پايهاى نداشته باشد ويران است و آنچه نگاهبانى نداشته باشد تباه . « 5 »
هامش
( 1 ) . اعراف / 146 : به زودى كسانى را كه در زمين به ناحق تكبر مىورزند از آياتم رويگردان سازم ، به طورى كه اگر هرنشانهاى را از قدرت من بنگرند بدان ايمان نياورند و اگر راه صواب را ببينند آن را برنگزينند و اگر راه گمراهى را ببينند آن را راه خود قرار دهند .
( 2 ) . بينه / 1 : كافران اهل كتاب و مشركان دست بردار نبودند تا دليلى آشكار بر ايشان بيايد .
( 3 ) . ابراهيم / 28 : كسانى كه شكر نعمت خدا را به كفر تبديل كردند و قوم خود را به سراى هلاكت درآوردند .
( 4 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 48 ، ص 138 و 156 و ج 69 ، ص 136 ؛ تفسير العياشى ، ج 2 ، ص 229 ؛ تفسير نور الثقلين ، ج 2 ، ص 542 ، ج 5 ، ص 636 - م .
( 5 ) . اين روايت را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 72 ، ص 354 . -