دارد يا آن را از اختصاص نقل كردهاند . مترجم اين پاورقىها را نيز ترجمه كرده و آنها را با حرف « ح » متمايز ساخته است .
2 - از آن روى كه منابع ارجاعى در پاورقى فاقد مشخصات كتابشناختىاند و گاه نيز محقق به منابعى كه چاپهاى اكنون متداولتر يا مفيدترى دارند مترجم در بسيارى از موارد افزون بر اين منابع و گاه به جاى اين منابع ، به مآخذى ديگر ارجاع داده است . بخشى از اين منابع بر اختصاص تقديم دارند و روايت مذكور در اختصاص در آنها به همان سند اختصاص يا به سند ديگر نقل شده ، بخشى نيز پس از دوران شيخ مفيد تأليف شدهاند و حديث را به نقل از اختصاص يا بدون استناد به اين كتاب نقل كردهاند .
مترجم تا جايى كه توانسته به اين منابع ارجاع داده و در پايان كتاب نيز مشخصات كتابشناختى اين مآخذ را در كتابنامهء مترجم آورده است . به همين دليل و به هدف اختصار ، در پاورقىها جز در مورد كتابهايى كه نام همانند دارند نام مؤلف درج نشده است .
پاورقىهاى مترجم با حرف « م » مشخص شدهاند .
از آنجا كه در متن عربى به رغم تصحيح ارزشمند استاد غفارى همچنان خطاها يا تصحيفهايى به چشم مىخورد و يا در مواردى عبارت نامفهوم است مترجم در اينگونه موارد نسخههايى ديگر و گاه منابع متقدم بر اختصاص يا متأخر از آن را مبناى ترجمه قرار داده و البته از آن روى كه در صدد ارائهء تصحيحى ديگر براى اثر نبوده لزوما همهء اين موارد را يادآور نشده است .
3 - در متن عربى اثر دو « استدراك » وجود دارد . چون اين استدراكها تكملههايى بر دو حديث از احاديث مذكور در متن هستند مترجم اين تكملهها را به صورتى مفصلتر و به نقل از منابع ، در ذيل همان احاديث ترجمه كرده است .
4 - مترجم در ترجمهء آيههاى قرآن كريم از ترجمهء استاد فولادوند نقل كرده و جز در مواردى كه همسانى سياق مىطلبيده در آنها تصرف نكرده است ، هرچند اين به معناى نداشتن ملاحظاتى بر اصل ترجمهء پيشگفته نيست .
5 - همانگونه كه گذشت كتاب اختصاص فاقد فصلبندى است . از همين روى مترجم در هرجا متن با
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
آغاز شده و يا نشان از آغاز يك « گزيدهء ديگر » بوده است متن را از يك سوم صفحه آغاز كرده است ، بىآنكه شمارهاى بر فصل بنهد يا كلمهء فصل