پسر پيامبر خدا ، مرا از طبايع چهارگانه بياگاهان . موسى بن جعفر عليه السّلام فرمود :
باد پادشاهى است كه مدارا مىكند ، خون بردهاى سركش و تند است و گاه برده آقاى خود را مىكشد ، بلغم دشمنى سرسخت است كه چون درى بر رويش بندند از جانبى ديگر درآيد و تلخه نيز زمينى است كه چون بلرزد آنچه را بر فرازش هست بلرزاند . « 1 »
هارون به او گفت : اى پسر پيامبر خدا ، از گنجهاى خداى متعال و فرستادهاش بر مردم انفاق مىكنى .
[ جبر و تفويض ]
* راوى گفته است : نزد امام رضا عليه السّلام از جبر و تفويض سخن به ميان آمد . فرمود : مگر دوست نداريد اصلى در اختيارتان گذارم كه هيچ دربارهاش اختلاف نكنيد و هركس در اينباره با شما به مناظره درآيد او را بشكنيد ؟ گفتيم : اگر صلاح بدانيد ! فرمود : خداوند نه به اكراه اطاعت شده است ، نه به غلبه نافرمانىاش كردهاند و نه او بندگانش را در ملك خويش واگذارده است . او مالك آن چيزى است كه بندگان را مالكش ساخته و تواناى بر آن چيزى است كه بندگان را بر آن توانايى بخشيده است . اگر بندگان دست به كار طاعت او شوند ، نه آنان را از آن باز مىدارد و نه سد راهشان مىشود و اگر هم به نافرمانى روى آورند چنانچه او بخواهد آنان را از اين كار بازبدارد باز بدارد و چنانچه نخواهد و آن كار را به انجام رسانند ، او نيست كه آنان را بدان كار درآورده است .
سپس فرمود : هركس حدود اين سخن به درستى پاس بدارد هرمخالفى را فروبنشاند . « 2 »
هامش
( 1 ) . اين حديث را صدوق در عيون اخبار الرضا عليه السّلام روايت كرده و مجلسى نيز در بحار الانوار ( ج 14 ، ص 474 ) آن را نقل كرده است - ح .
در منابع مترجم نيز بنگريد در : بحار الانوار ، ج 58 ، ص 294 - م .
( 2 ) . صدوق اين روايت را در باب جبر و تفويض از كتاب التوحيد ( ص 370 ) و همچنين در عيون اخبار الرضا عليه السّلام ( ص 82 ) آورده و مجلسى نيز آن را در بحار الانوار ( ج 3 ، ص 6 ) از عيون و احتجاج [ ص 225 و 226 ] نقل كرده است - ح .
در منابع مترجم نيز بنگريد به : التوحيد ، ص 361 ؛ مختصر بصائر الدرجات ، ص 134 ؛ بحار الانوار ، ج 5 ، ص 16 ؛ مسند الامام الرضا عليه السّلام ، ج 1 ، ص 36 ؛ كشف الغمه ، ج 3 ، ص 82 ؛ حياة الامام الرضا ، ج 1 ، ص 286 .