سر آدميزاده را همانند گنبد فلك ، موهاى او را همانند شمار ستارگان ، چشمان او را چون ماه و خورشيد ، سوراخهاى بينى او را چون شمال و جنوب و گوشهاى او را چون شرق و غرب قرار داد و همچنين نگاه افكندن او را چون برق ، سخن گفتن او را چون رعد ، راه رفتن او را چون حركت كواكب ، نشستن او را چون فراز آمدن آن كوكبها ، خفتن او را چون فروافتادن آنها و مرگ او را چون سوختن آنها قرار داد . نيز در پشت او بيست و چهار مهره بهسان شمار ساعتهاى شبانه روز آفريد ، براى او سى روده به تعداد روزهاى ماه كه سى روز است آفريد و براى او دوازده اندام - و اين اندازهء ماههايى است كه جنين در شكم مادر مىماند « 1 » - خلق كرد و او را از آبهاى چهارگانه خمير ساخت ؛ آب شور را در چشمان او آفريد تا نه در گرما به جوش آيد و نه در سرما يخ زند ، آب تلخ را در گوشهاى او آفريد تا جانوران به آن نزديك نشوند ، منى را در پشت او آفريد تا تباهى بر آن عارض نشود و آب گوارا را در دهان او آفريد و آدم شهد گواهى به اينكه خدايى جز اللّه نيست بر زبان آورد . خدا آدميزاده را به نفس ، جسد و روح آفريد . روح او همان است كه جز به ترك اين دنيا از او جدا نشود ، نفس او همان است كه با آن خواب و مقام مىبيند و جسم او همان است كه فرسوده مىشود و به خاك بازمىگردد - حديث كامل شد . « 2 »
[ تبار مؤمنان ]
* از امام صادق عليه السّلام روايت مىشود كه فرموده است : مؤمن هاشمى است ؛ زيرا گمراهى و كفر و نفاق را خرد كرده است . مؤمن قرشى است ؛ زيرا به « شىء » اقرار كرده و ما همان « شىء » هستيم و « لا شىء » را كه همان منافق و پيروان او است انكار كرده است . مؤمن نبطى است ؛ زيرا به بطن چيزها راه گشوده و ناپاك را از پاك بازشناخته است . مؤمن عربى است ؛ زيرا ما
هامش
( 1 ) . چونان كه مجلسى گفته بيشترين زمان ممكن براى باردارى دوازده ماه است . اما كلينى در باب نوادر از كتاب « عقيقه » از امام باقر عليه السّلام نقل كرده كه چون از حداكثر زمان ممكن براى آبستن و ماندن جنين در شكم مادر پرسيدند و گفتند : مردم مىگويند شايد كودك سالها در شكم مادر بماند ، فرمود : دروغ گفتهاند . دورترين زمان باردارى نه ماه است و لحظهاى بر آن افزوده نمىشود . اگر دمى بر آن بيفزايد كودك پيش از آنكه بيرون آيد مادر خويش را مىكشد - ح .
حديث مورد اشارهء محقق متن عربى را بنگريد در : الكافى ، ج 6 ، ص 52 ؛ تهذيب الاحكام ، ج 8 ، ص 166 ؛ بحار الانوار ، ج 57 ، ص 334 - م .
( 2 ) . حديث را بنگريد در : بحار الانوار ، ج 58 ، ص 254 - ت .