هوا بود . بالگوتاى نظرى به پشت افكند ، چنگيز خان را ديد ، [ ديد ] كه خاقان لب پايين خود را مىگزد . بالگوتاى مطلب را دريافت . سوار [ بورى بوكو ] شد ، [ دستهايش ] را از دو طرف به دور گردن [ بورى بوكو ] قفل كرد و درحالىكه زانويش را روى پشت وى گذاشته بود . . . كشيد . بدين ترتيب [ پشت وى را ] خرد كرد . بورى بوكو كه پشتش خرد شده بود ، گفت : « من از بالگوتاى شكست نخوردم ، من از بيم خاقان حيلهاى انديشيدم و خود را بر زمين انداختم ، و ترديد كردم ، و جانم را بر سر اين كار گذاشتم » . اين را گفت و جان سپرد . بالگوتاى كه پشت وى را خرد كرده بود ، او را به گوشهاى كشاند ، سپس رهايش ساخت و رفت . ارشد هفت پسر قابول قاان ، اوكين برقق بود . بعدى برتان بهادر بود كه يسوگاى بهادر پسر وى بود . سپس قوتوقتو مونگلار « 1 » بود كه پسرش بورى « 2 » بود ، كه از لحاظ ارشديت با پسر برتان بهادر يكى بودند و بورى بوكو با پسران دلير برقق پيوند اتحاد بسته بود ، جنگجوى قوم خويش بود كه بهوسيلهء بالگوتاى پشتش خرد شد و جان سپرد .
141 - سپس در سال مرغ ( 1201 ميلادى ) قاداگينها « 3 » و سلجيئوتها متحد شدند . در رأس قاداگينها بقوچوروگى « 4 » و ساير قاداگينها قرار داشتند . در رأس سلجيئوتها چيرگيداى بهادر « 5 » و سايرين بودند . سپس دوربانها با تاتارها صلح كردند .
در رأس دوربانها قاچى اون باكى « 6 » و سايرين قرار داشتند . در رأس الچى « 7 » تاتارهاى تاتار ، جالين بوقا « 8 » و سايرين بودند . در رأس ايكيراسها ، توگاماقه « 9 » و سايرين بودند . در رأس اونگگيراتها ، شيرگاك آمال « 10 » ، آلقوى « 11 » و سايرين قرار داشتند . در رأس قورولاسها چوناق « 12 » و چاقاان « 13 » بودند . از نزد نايمانها ، بويوروق خان گوچواوت نايمان « 14 » .
هامش
( 1 ) -Qutuqtu - Monglar( 2 ) -Buri( 3 ) -Qadagin( 4 ) -Baqucorogi( 5 ) -Cirgidai - ba'atur( 6 ) -Qaci'un - baki( 7 ) -Alci( 8 ) -Jalin - buqa( 9 ) -Tuga - maqa( 10 ) -Tagak - amal - Sirgak - amal( 11 ) -Alqui( 12 ) -Conaq( 13 ) -Caqa'an( 14 ) -GuCu'ut