برادر اصغر هردو تن آمدند . اوگولان چاربى « 1 » برادر كوچك بواورچو كه از ارولاتها جدا شده بود ، آمد و به برادر بزرگ خود بواورچو پيوست . چااورقان « 2 » و سوبااتاى بهادر « 3 » ، برادران اصغر جالما ، از اوريانگقنها « 4 » جدا شدند و آمدند به جالما پيوستند . از باسوتها ، داگاى « 5 » و كوچوگور « 6 » ، برادر ارشد و برادر اصغر نيز هردو تن آمدند . از نزد سولدوسها « 7 » نيز چيلگوتاى « 8 » ، تكى « 9 » ، تائيچيئوداى « 10 » ، برادران بزرگتر و برادران كوچكتر آمدند . ساچادوموق جلاير « 11 » نيز با دو پسرش ارقاى قسار « 12 » و بله « 13 » آمدند . از نزد قونگقوتنها « 14 » نيز سوئيكاتو چاربى « 15 » آمد . سوكاگاى جااون « 16 » پسر جاگاى قونگدقور « 17 » نيز از سوكاكانها « 18 » آمد . نااوداى چقاناوا « 19 » نيز آمد . گينگگيداى القونواوت « 20 » و ساچى اور « 21 » از نزد قورولاسها « 22 » و موچى بادوان « 23 » از نزد دوربانها « 24 » نيز آمدند .
هامش
( 1 ) -Ogolan Carbi( 2 ) -Ca'urqan( 3 ) -Suba'atai، اين شخص بعدها از بزرگترين فرماندهان چنگيز خان و يكى از سرداران فاتح ايران در تهاجم مغول به اين سرزمين گرديد . بهادر لقبى است كه رؤساى خانوادههاى اشرافى و رؤساى ايلات مىگرفتند كه به معنى دلير و شجاع است ( م ) .
( 4 ) -Uriangqan( 5 ) -Dagai( 6 ) -Kucugur( 7 ) -Suldusكه سلدوس و سلدوز نيز گفته مىشود ( م ) .
( 8 ) -Cilgutai( 9 ) -Taki( 10 ) -Tayici'udai( 11 ) -Saca - domoq( 12 ) -Arqai - Qasar( 13 ) -Bala( 14 ) -Qongqotan( 15 ) -Suyikatu - Carbi( 16 ) -Sukagai - ja'un( 17 ) -Jagai Qongdaqor( 18 ) -Sukan( 19 ) -Na'udai Caqa'anuwa( 20 ) -Kinggiyadai Olqun'ut، منظور كينگگيداى از ايل القو نواوت ، كه القونوت نيز گفته مىشود ، است ( م ) .
( 21 ) -Saci'ur( 22 ) -Qorolas( 23 ) -Moci - Badu'un( 24 ) -Dorban