تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
بورقان قلدون قربانى خواهم كرد . هر روز در آنجا استغاثه و دعا خواهم نمود تا پسران پسران من بدانند » . اين را گفت و روى به طرف خورشيد كرد ، كمربند خود را به گردن آويخت ، كلاهش را به دست گرفت [ و ] درحالىكه به سينهء خود مىكوبيد ، نه بار رو به خورشيد سجده كرد ، دعا نمود و شراب به زمين ريخت .
تاريخ سرى مغولان ( يوان چائوپى شه ) ( فارسى ) — صفحة 52 | مؤلف مجهول / شيرين بيانى