لا حاجة إلى الالتزام بأن العلم لا بد له من موضوع يبحث عن عوارضه الذاتية فى ذلك العلم .
فايدهء علم اصول
فايدهء علم اصول در اين نكته نهفته است كه علم به احكام شرعى از روى ادلّهء آن ، بدون بهكارگيرى قواعدى كه در اين علم بررسى و اثبات مىشود ، ميسر نيست .
بنابراين فايدهء علم اصول يارى رساندن به فقيه براى استنباط احكام از ادلهء آن مىباشد .
ففائدته إذن ، الاستعانة على الاستدلال للاحكام من أدلتها . « 1 »
مباحث علم اصول
علم اصول از چهار بخش تشكيل مىشود :
1 . مباحث الفاظ ، كه دربارهء ظواهر مدلولهاى الفاظ از جهتى عمومى بحث مىكند ؛
2 . مباحث عقلى ، كه از لوازم احكام فى نفسها ( و ملازمهء ميان حكم عقل و شرع ) بحث مىكند ؛
هامش
( 1 ) - نياز به علم اصول و فايدهء آن با توجه به مقدمات زير اثبات مىشود :
الف . همهء افعال اختيارى انسان در اسلام مشمول يكى از احكام تكليفى پنجگانه است .
ب . بسيارى از اين احكام نظرى است ، و براى اثبات آنها بايد به كتاب ، سنت ، اجماع و عقل مراجعه كرد و در آنها تأمل نمود .
ج . براى استفادهء احكام از روى منابع يادشده نياز به قواعد و قوانينى است كه تنها در علم اصول بيان شده است .
بنابراين ، ما براى استنباط احكام شرعى از منابع آن نيازمند به علم اصول هستيم و فايدهء علم اصول همين يارى رساندن به فقيه در راه استخراج احكام شرعى است .