اختيارى است نه عين خارجى . ازاينرو بايد فعلى در تقدير گرفته شود كه بتواند متعلق حكم باشد و چون قرينهاى بر تعيين آن فعل نيست ، چنين تركيباتى مجمل خواهند بود .
در پاسخ مىگوييم : نفس چنين تركيبهايى با قطع نظر از موضوع و حكم و قرائن ديگر ، اقتضاى اجمال دارند - البته در صورتى كه نگوييم اطلاق مقتضى آن است كه همهء افعال مناسب متعلّق حكم باشد - مگر آنكه قرينهاى نوع فعل را مشخص سازد .
به نظر ما مناسبت ميان حكم و موضوع غالبا مىتواند قرينه بر تعيين نوع فعل محذوف باشد ، شبيه آنچه دربارهء لاى نفى جنس گفته شد .
پرسش
1 . مقصود از مجمل در علم اصول چيست ؟ با ذكر مثال توضيح دهيد .
2 . آيا اجمال ، امرى مطلق است يا نسبى ؟ با ذكر مثال توضيح دهيد .
3 . در چه صورت فعل مجمل مىباشد ؟ با ذكر مثال توضيح دهيد .
4 . چهار سبب از اسباب اجمال لفظ را با ذكر مثال بيان كنيد .
5 . دربارهء اجمال و عدم اجمال در آيهء
« السَّارِقُ وَ السَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما »
بحث كنيد . چرا برخى آن را مجمل دانستهاند ؟ آيا سخن ايشان صحيح است ؟ نظر شما چيست ؟
6 . دربارهء اجمال و عدم اجمال تركيباتى مانند « لا صلاة الّا بفاتحة الكتاب » بحث كنيد . چرا برخى آن را مجمل دانستهاند ؟ آيا سخن ايشان صحيح است ؟ نظر صحيح در اينباره چيست ؟
7 . دربارهء اجمال و عدم اجمال در مواردى كه حكم به عين تعلق گرفته ، مانند
« حُرِّمَتْ عَلَيْكُمْ أُمَّهاتُكُمْ »
بحث كنيد . چرا برخى آن را مجمل دانستهاند ؟ آيا سخن ايشان صحيح است ؟ چرا ؟