اين در برابر مقام و منزلت مؤمن كه بنا بر بعضى از روايات حرمتش بزرگتر از كعبه است ، چيزى نيست - بلكه آن را به رخ مىكشند و مىگويند : ما بوديم كه با تو چنين و چنان كرديم ، گويا انتظار آن دارند كه عبوديت خدا را رها كرده بندهء ايشان شود .
همچنين آن را پنهان نمىكنند تا به اخلاص نزديك و از ريا دور شده در زمرهء اعمال خالصى قرار گيرد كه در حديث [ قدسى ] دربارهاش آمده است :
بر توست كه آن را نهان كنى ، و بر من است كه آن را آشكار سازم .
بلكه آن را به تمام مردم نشان داده ، و شخص را نزد همگان خوار مىكنند . اين است عادت زشت مردم ، و آن چيز كه عيان است ، چه حاجت به بيان است .
از آنچه بيان نموديم معلوم مىشود كه بخش عمدهء نيكى به ديگران رعايت امورى است كه يادآورى شد ، نه صرف بذل مال .
احسان به هر فردى به آن است كه امور را بر وفق مراد وى جارى سازى و از غمگين نمودن او برحذر باشى .
پس كسى كه مىخواهد [ هديهء او را ] بپذيرى ، احسان تو در پذيرش آن هديه است ؛ [ و ] اگر [ مىخواهى از تو خيرى به او برسد ] ، و دست تو بالاتر باشد در مقابل ، بهتر از آن يا مثل آن را به او ببخش ، و بر كسى كه آشنا به
الطريق إلى الله ( سلوك عرفانى در سيره اهل بيت ع ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: على شيروانى
ص٨٠