أُمُّ الْكِتابِ .
« 1 »
[ تغييرپذيرى قضاى الهى بر حسب احوال آدمى ]
قضاء در به دو امر مجمل است ، يعنى به گونهاى است كه امكان دارد نعمت باشد و امكان دارد نقمت باشد ، اگر چه برحسب ظاهر بلا و عقوبت است .
پس اگر بنده حسن ظن به خداى خويش داشته باشد ، و فال خير بزند ، خداوند آنچه را ظاهرش نقمت است ، به نعمت تبديل مىكند ، و امر را بر آن منوال جارى مىگرداند ، و همچنين به عكس [ اگر بنده به خداى خود سوءظن داشته باشد نعمت تبديل به نقمت و بلا مىگردد . ]
بنابراين ، بنده هميشه بدگمانى و كمرضايتى از قضاى خداوند و بىتابى در برابر گرفتاريها ، بر بلاها و مصائب خويش مىافزايد ، و نعمت را به نقمت بدل مىسازد . در الجواهر السنية از امام رضا عليه السّلام ، از پدرش از پدرانش عليهم السّلام نقل شده است كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
خداوند به يكى از پيامبران خويش وحى نمود كه : به فلان پادشاه خبر ده كه در فلان تاريخ جان او را خواهم گرفت .
پيامبر نزد آن پادشاه رفت و او را آگاه ساخت . پس خداوند آن پادشاه را درحالىكه بر تخت خويش قرار داشت به سوى خود خواند ، و او از تخت به زير افتاد ؛ در اين حال گفت : پروردگارا ! مهلتى ده تا فرزندم به جوانى
هامش
( 1 ) - رعد / 39 : خداوند هرچه را خواهد محو و هرچه را خواهد اثبات مىكند و اصل كتاب نزد اوست .