تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الطريق إلى الله ( سلوك عرفانى در سيره اهل بيت ع ) ( فارسى ) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
و اگر مصالح امور براى آدمى روشن مىشد ، غير از آنچه تحقق يافته را تمنّا نمىكرد . اگر مؤمن خود را براى انديشيدن دربارهء حكمتها و مصلحتهاى امور عادت دهد بسيارى از آنها براى او روشن مىشود ، و به آسانى خشنود مىگردد ، و اگر در موردى به مصلحت چيزى پى نبرد ، مىتواند آن را از باب « الحاق المجهول بالاعم الاغلب » « 1 » قرار دهد . هر امرى مصالح و حكمتهاى فراوانى دارد ، و هرگاه آدمى به پروردگار خويش توجه نمايد و از او بخواهد كه برخى از آنها را براى او روشن نمايد ، خداى متعال به تناسب استعداد و قابليت انسان و ميزان خواست و ارادهء وى ، بخشى از آن حكمتها را به او مىنماياند . اين نزديكترين راه براى به دست آوردن رضا به قضاى الهى است . اما اينكه انسان خود را به گونه‌اى بسازد كه حتى با مخفى بودن حكمت يك رويداد و جهل به آن ، از آن راضى و خشنود باشد ، البته كارى سخت و دشوار مىباشد .
هامش
( 1 ) - قاعده معروفى است كه به موجب آن اگر غالب افراد مجموعه‌اى ، يك حكم مشترك داشته باشند ، در صورت ترديد در حكم يكى از اعضا ، آن عضو به اكثر افراد ملحق و مشمول حكم آنها مىگردد . مثلا اگر در يك كيسه صد مهره و نود مهرهء آنها سياه باشد درصورتىكه در رنگ مهرهء نود و يكمى ترديد شود ، آن مهره به نود مهره ملحق مىگردد و محكوم به سياهى خواهد بود . ( مترجم )