ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 239
الفصل الثالث [ في أنّ واجب الوجود بالذات ماهيّته إنّيّته ] واجب الوجود بالذات ماهيّته إنّيّته ، بمعنى أن لا ماهيّة له وراء وجوده الخاصّ به . و المسألة بيّنة بالعطف على ما تقدّم ، من أنّ الإمكان لازم الماهيّة ؛ فكلّ ماهيّة فهي ممكنة ، و ينعكس إلى أنّ ما ليس بممكن فلا ماهيّة له ؛ فلا ماهيّة للواجب بالذات وراء وجوده الواجبيّ . فصل سوم [ ماهيت واجب الوجود بالذات همان وجودش است ] ماهيت [ و هويت ] واجب الوجود بالذات همان ثبوت و وجود خارجى اوست ، بدين معنا كه او ماهيتى در پس وجود عينى خاص به خودش ندارد . [ شايان ذكر است كه ماهيت دو اصطلاح دارد : در يك اصطلاح ماهيت به معناى هويّت و « ما به الشىء هو هو » است ، و در اصطلاح ديگر به معناى چيستى و « ما يقال فى جواب ما هو » مىباشد . اصطلاح نخست اعم از اصطلاح دوم است . آنجا كه گفته مىشود : « ماهيت واجب همان وجود خاصش است » ، مقصود از ماهيت اصطلاح نخست آن است ؛ و آنجا كه گفته مىشود : « واجب تعالى ماهيت ندارد . » مقصود از ماهيت اصطلاح دوم آن است . ] براى روشن شدن مطلب كافى است به آنچه پيش از اين [ در فرع دوم از فصل سوم همين مرحله ] گفتيم توجه شود . در آنجا گفتيم كه امكان ، لازم ماهيت بوده و هرگز از آن جدا نمىشود ، و در نتيجه هر ماهيتى ممكن است . عكس نقيض موافق اين قضيه آن است كه : آنچه كه ممكن نيست ، ماهيت ندارد . بنابراين ، واجب الوجود بالذات ، ماهيتى در پس وجود واجبىاش ندارد .