الفصل الثالث [ في أنّ الوجود حقيقة مشكّكة ] لا ريب أنّ الهويّات العينيّة الخارجيّة تتّصف بالكثرة ، تارة من جهة أنّ هذا إنسان ،
شرح
فصل سوم [ وجود يك حقيقت تشكيكى است ] « 1 »
اصل كثرت يك امر بديهى است
شكى نيست كه واقعيات خارجى متصف به كثرت مىشوند [ يعنى همانگونه كه اصل واقعيت خارجى بديهى و انكارناپذير است ، كثير بودن آن نيز بديهى و غير قابل انكار است ؛ و لذا همانگونه كه قول به سفسطه باطل است ، قول به وحدت محضهء واقعيت خارجى كه به صوفيه منسوب است نيز باطل مىباشد . امّا اين كثرت از دو جهت است : ]هامش
( 1 ) . چنانكه در شرح بداية الحكمة آوردهايم ، دربارهء اينكه آيا در جهان خارج وحدت محض حكمفرماست و كثرت يك امر پندارى و فاقد واقعيت است ، يا آنكه كثرت محض بر عالم حاكم است و وحدت يك امر مجازى و موهوم مىباشد و يا آنكه نوعى كثرت همراه با وحدت ، و وحدت آميخته با كثرت ، واقعيت خارج را تشكيل مىدهد ، نظرات مختلفى ارائه شده است .
عرفا معتقدند كه در جهان وحدت محض حكمفرماست ، يعنى فقط يك وجود شخصى يگانه تحقق دارد و آن ذات اقدس إله است . محقق دوانى قائل به وحدت وجود و كثرت موجود است . به مشائين نسبت داده شده كه وجودات حقايق متباين به تمام ذات هستند . امّا صدر المتألهين بر آن است كه در جهان خارج ، هم كثرت واقعيت دارد و هم وحدت .
يعنى در جهان خارج وجودهاى مختلف و متعدد هست اما حقيقت آنها يكى است . واقعيت