خانوادهء مناند » . « 1 »
ب - خوددارى مردم از دشنامگويى به او
927 . تاريخ اليعقوبى - دربارهء حوادث سال 44 هجرى - : در اين سال ، معاويه در مسجد ، مقصوره ساخت و در دو عيد [ فطر و قربان ] ، منبرها را به مصلّى منتقل كرد و پيش از نماز ، خطبه خواند . اين به خاطر آن بود كه وقتى مردمْ نماز مىخواندند ، [ به خانههايشان ] بر مىگشتند تا لعن على عليه السلام را نشنوند . از اين رو ، معاويه خطبه را بر نماز ، مقدّم داشت .
او فدك را به مروان بن حَكَم بخشيد تا بدين وسيله ، خاندان پيامبر خدا را خشمگين سازد . « 2 »
928 . الطبقات الكبرى - به نقل از سعد بن محمّد بن حسن بن عطيّه - : سعد بن جُناده به كوفه نزد على بن ابى طالب عليه السلام آمد و گفت : اى امير مؤمنان ! برايم پسرى به دنيا آمده است ؛ او را نامگذارى كن .
على عليه السلام فرمود : « اين ، عطيّهء خداوند است » .
لذا عطيّه « 3 » ناميده شد . مادر او كنيزى رومى بود .
عطيّه به همراه ابن اشعث ، عليه حَجّاج ، خروج كرد . وقتى سپاه ابن اشعثْ شكست خورد ، عطيّه به فارس گريخت .
حَجّاج به محمّد بن قاسم ثقفى نوشت : « عطيّه را فرا بخوان . اگر على بن ابى طالب را لعن كرد [ كه رهايش مىكنى ] ، و گرنه به او چهارصد شلّاق بزن و موى سر و ريشش را بتراش » .
[ محمّد بن قاسم ، ] وى را فرا خواند و نامهء حَجّاج را برايش خواند . عطيّه از لعن
هامش
( 1 ) . صحيح مسلم : ج 4 ص 1871 ح 32 .
( 2 ) . تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 223 .
( 3 ) . وى عطيّة بن سعد بن جنادهء عوفى ، از بزرگان تابعيان و اوّلين كسى است كه به همراه جابر بن عبد اللَّه انصارى ، قبر امام حسين عليه السلام را زيارت كرد .