تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 594

مساهمون:

ص٥٩٤
محال است مورد تكليف قرار گيرد . مثلًا صحيح است خدا به بندهء خود بفرمايد : فلان كارى كه فعل و ترك آن براى تو ممكن است و در اختيار توست ، بكن ؛ ولى محال است بفرمايد : فلان كارى را كه به موجب مشيّت تكوينى و قضاى حتمى من البته تحقق خواهد يافت و برو برگرد ندارد ، بكن يا مكن ؛ زيرا چنين امر و نهىاى لغو و بىاثر است . همچنين انسان مىتواند امرى را كه امكان شدن و نشدن دارد ، اراده كرده ، براى خود مقصد و هدف قرار دهد و براى تحقّق دادن آن به تلاش و كوشش بپردازد ؛ ولى هرگز نمىتواند امرى را كه به طور يقين ( بىتغيّر وتخلّف ) و به طور قضاى حتمى شدنى است ، اراده كند و آن را مقصد خود قرار داده ، تعقيب كند ؛ زيرا اراده و عدم اراده و قصد و عدم قصد انسان ، كم‌ترين تأثيرى در امرى كه به هر حال شدنى است و از آن جهت كه شدنى است ، ندارد . از اين بيان روشن مىشود كه : 1 . اين علم موهبتىِ امام عليه السلام اثرى در اعمال او و ارتباطى با « تكاليف خاصّ » او ندارد و اصولًا هر امر مفروض ، از آن جهت كه متعلَّق قضاى حتمى و حتمىالوقوع است ، متعلَّق امر يا نهى يا اراده و قصد انسانى نمىشود . آرى . متعلَّق قضاى حتمى و مشيّت قاطع حق تعالى همان رضا به قضاى الهى است ، چنان‌كه سيدالشهدا عليه السلام در آخرين ساعت زندگى درميان خاك و خون مىگفت : « راضى به تقدير تو و تسليم فرمان توام ، كه معبودى جز تو نيست » و همچنين در خطبه‌اى كه هنگام بيرون آمدن از مكّه خواند ، فرمود : « رضاى خدا ، رضاى ما خاندان است » . 2 . حتمى بودن فعل انسان از نظر تعلّق قضاى الهى منافاتى با اختيارى بودن آن از نظر فعاليت اختيارى انسان ندارد ؛ زيرا قضاى آسمانى به فعل ( با همهء چگونگىهاى آن ) تعلّق گرفته است ، نه به مطلق فعل . مثلًا خداوند خواسته است كه انسان فلان فعل اختيارى را به اختيار خود انجام دهد و در اين صورت ، تحقّق خارجى اين فعل اختيارى از آن جهت كه متعلَّق خواست خداست ، حتمى و غيرقابل اجتناب است و
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 594 | محمد الريشهري / مهدى غلامعلى