سپس مُنادىِ آنان ندا در داد : اى محمّد ! همتايانمان از قوم خودمان را به سوى ما گسيل دار .
پيامبر خدا فرمود : « اى عبيدة بن حارث ، برخيز ! اى حمزه ، برخيز ! اى على ، برخيز ! » .
پس چون برخاستند و به آنان نزديك شدند ، گفتند : شما كيستيد ؟
عبيده گفت : عبيده . و حمزه گفت : حمزه . و على گفت : على .
گفتند : آرى ، همتايان ارجمندى هستيد . پس عبيده - كه مسنترين فرد گروه بود - با عتبة بن ربيعه ، و حمزه با شيبة بن ربيعه ، و على عليه السلام با وليد بن عُتبه رويارو شدند .
حمزه ، در كشتن شيبه به وى مهلت نداد و على عليه السلام نيز در كشتن وليد ، و دو ضربه ميان عبيده و عتبه ردّ و بدل شد ؛ ولى هر دو در برابر هم ايستادگى مىكردند و حمزه و على عليه السلام با شمشيرهايشان به سوى عتبه بازگشتند و كارش را تمام كردند و عبيده را برداشتند و به همراهانش رساندند . « 1 »
20 . امام باقر عليه السلام : در جنگ بدر ، [ فرشتهء ] مُنادىاى به نام « رضوان » ، در آسمان ، ندا داد :
« شمشيرى جز ذوالفقار ، و جوان مردى جز على نيست » . « 2 »
ب - جنگ احُد
يكسال پس از شكست مشركان در جنگ بدر ، آنان جنگ ديگرى را سامان دادند . اين نبرد در هفتم شوال سال سوم هجرى در منطقهء احد - خارج از مدينه - آغاز شد . در ابتدا مىرفت كه مسلمانان پيروز شوند اما گروهى از ديدبانان و تيراندازان به طمع غنايم ، محل مأموريت خود را بر روى كوه ترك كردند و بدينسان لشكر اسلام با يورش غافلگيرانهء دشمن روبرو شدند .
سپاه اسلام به شدّتْ آسيب ديد و در هم شكست و همه ، بجز على عليه السلام - كه
هامش
( 1 ) . السيرة النبويّة ، ابن هشام : ج 2 ص 277 .
( 2 ) . الإمام الباقر عليه السلام : نادى مُنادٍ فِي السَّماءِ يَومَ بَدرٍ يُقالُ لَهُ رِضوانُ : لا سَيفَ إلّاذُو الفَقارِ ، ولا فَتى إلّاعَلِيٌّ ( تاريخ دمشق : ج 42 ص 71 ) .