اى آن كه در وصف خدا ، خود را به رنج مىافكنى ! اگر راست مىگويى ، به توصيف جبرئيل و ميكائيل و فرشتگان مقرّب بپرداز كه در سراپردههاى قدس ساكناند و از توصيف خدا كه برترين آفريدگار است ، سرگشته و حيراناند ؛ چرا كه چيزهايى را مىتوان وصف كرد كه داراى شكلها و ابزارها باشند و چون سرآمدشان سرآيد ، نابود شوند . پس معبودى جز او نيست ، با فروغش هر تاريكى را روشن ساخته و با ظلمتآفرينىاش هر نور را تاريك ساخته است .
اى بندگان خدا ! شما را به پرواى از خدا سفارش مىكنم ؛ همو كه بر شما جامه پوشاند و وسايل زندگىتان را فراهم ساخت . اگر كسى وسيلهاى براى هميشه ماندن ، يا راهى براى دور ساختن مرگ داشت ، همانا سليمان بن داوود بود كه خداوند ، همراه پيامبرى و جايگاهى عظيم ، بر جن و انسْ او را حكومت داده بود . چون روزىِ مقدّرش را بر گرفت و مدّتش سرآمد ، كمانِ نيستى با تيرهاى مرگ ، او را هدف قرار داد و زمين از او تهى شد ، خانهها خالى و رها ماند و به ارث به گروهى ديگر رسيد .
همانا براى شما در روزگاران گذشته عبرت است . عَمالقه و فرزندانشان كجايند ؟ « 1 » فرعونها و فرعونزادگان كجايند ؟ ساكنان شهرهاى رَس كجايند ؛ همانان كه پيامبران را كشتند و سنّتهاى انبيا را خاموش ساختند و شيوهء گردنكشان را زنده كردند ؟
كجايند آنان كه با لشكريان به هر سو مىرفتند و هزاران را هزيمت مىدادند ؛ آنان كه سپاهها به راه انداختند و شهرها ساختند ؟ » .
و در بخشى از اين خطبه فرمود :
« سپر حكمت را پوشيده و همهء آداب آن - همچون روى آوردن به آن و شناختِ آن و خود را براى آن فارغ ساختن - را برگرفته است . پس حكمتْ نزد او ، گمشدهء اوست كه مىجويدش و نياز اوست كه مىخواهدش . او غريب است ، آن گاه كه اسلام غريب
هامش
( 1 ) . عمالقه گروهى از فرزندان عمليق از نسل حضرت نوح بودند كه در ناحيهء يمن و حجاز حكومتداشتند . ( م )