مدينه شد .
پس از آن ، على عليه السلام ، به همراه مادرش فاطمهء بنت اسد و فاطمه عليها السلام ، دختر پيامبر خدا و فاطمه دختر زبير ، از مكّه خارج شد و آهنگ يثرب كرد . قريش از اين حركت آگاه شدند و چون سوارانى به تعقيبش فرستادند و خواستند جلوى وى را بگيرند ، با برخورد شجاعانهء وى روبهرو شدند و ناكام بازگشتند .
پيامبر صلى الله عليه و آله در محلّهء قبا به انتظار على عليه السلام نشسته بود و چون على عليه السلام به ايشان ملحق شد ، همگى به سوى يثرب حركت كردند .
17 . تاريخ دمشق - به نقل از ابو رافع - : على عليه السلام ، پيامبر صلى الله عليه و آله را هنگامى كه در غار بود ، تدارك مىكرد و غذا برايش مىبُرد و سه شتر برايشان كرايه كرد : براى پيامبر صلى الله عليه و آله وابو بكر و نيز راهنمايشان ابن اريقط .
و پيامبر صلى الله عليه و آله او را به جاى خود گذاشت تا خانوادهاش را در پى او [ از مكّه ] خارج كند . پس [ پيامبر صلى الله عليه و آله ] بيرون آمد و به على عليه السلام فرمان داد كه امانتهاى او را برگردانَد و سفارشهايى را كه به پيامبر خدا شده بود ، به جاى آورَد و اموالى را كه به امانتْ نزد او بود ، [ به صاحبان آنها ] برسانَد . پس على عليه السلام همهء امانتها را [ به صاحبانش ] برگردانيد .
[ پيامبر صلى الله عليه و آله ] به وى فرمان داد كه در شب بيرون آمدنش در بستر او بخوابد و فرمود :
« قريش تا تو را مىبينند ، سراغ مرا نمىگيرند » .
پس على عليه السلام بر بستر پيامبر صلى الله عليه و آله خوابيد و قريش به بستر پيامبر صلى الله عليه و آله مىنگريستند و مردى را بر آن مىديدند كه گمان مىكردند پيامبر صلى الله عليه و آله است ، تا آن كه صبح شد و ديدند كه او على عليه السلام است . پس گفتند : اگر محمّد بيرون رفته بود ، على را هم با خود مىبُرد .
پس خداى عز و جل با نشان دادن على عليه السلام ، آنان را از جستجوى پيامبر صلى الله عليه و آله باز داشت و سراغ پيامبر صلى الله عليه و آله را نگرفتند .
پيامبر صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمان داد كه در مدينه به او ملحق شود . بدين ترتيب ، على عليه السلام پس از آن كه خانوادهء پيامبر خدا را خارج كرد ، به دنبال پيامبر صلى الله عليه و آله ، روانه شد و شبها
گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 52
مساهمون: محمد الريشهري
ص٥٢