نقش قُرّاء در سپاه على عليه السلام
قُرّاء با اين پيشينهء فكرى ، سياسى و اجتماعى ، بخش قابل توجّهى از سپاه امام عليه السلام را شكل مىدادند . آنان نيروهايى بودند دلير ، بىباك و رزمآور . حضور آنان در سپاه امام عليه السلام به گونهاى بود كه پس از نابود شدنشان در جنگ نهروان ، جاى خالى آنها در سپاه على عليه السلام كاملًا مشهود بود .
قُرّاء و تحميل حكميّت بر امام عليه السلام
قُرّاء سطحىنگرِ ظاهربين كه در پس ظاهر اين صحنه ، نيرنگ را نمىديدند ، به لحاظ پاسداشت حرمت قرآن و به رغم مخالفت امام عليه السلام و ياران ويژهاش ، او را بر پذيرش حكميّت و دست برداشتن از نبرد ، ملزم كردند . آنان امام عليه السلام را تهديد كردند كه در غير اين صورت ، او را خواهند كشت . امام عليه السلام به خاطر نفوذى كه آنان در سپاه داشتند ، راهى جز پذيرش اين زورگويى بىبنياد جاهلانه نداشت .
جدا شدن قُرّاء از امام عليه السلام
چيزى نگذشت كه پردهها بالا رفت و نيرنگ معاويه عيان گشت و قاريانِ سطحىنگر به فريبخوردگى و اشتباه خود پى بردند ؛ امّا شگفتا اين بار نيز به جاى اينكه بيدار شوند و آب رفته را به جوى بازگردانند ، بر تندروى ، جهل ، افراط و يكسويهنگرى خودافزودند و خطايى بزرگتر را دامن زدند و گفتند اين عمل ، موجب كفر بوده است . ما توبه مىكنيم و تو نيز چون كافر گشتهاى بايد توبه كنى و معاهدهء خود را با معاويه برهم زنى و جنگ را از سر بگيرى !
امام عليه السلام با قدرت درمقابل اين خواستهء جاهلانهء افراطيان ايستاد ؛ امّا قُرّاء به جاى تأمّل در نااستوارى موضع خود ، باز بر سر همان تعمّق در دين و افراط در رفتار ، اين بار به هنگام بازگشت از صِفّين از امامِ دينداران جدا شدند و در نزديكى كوفه در قريهاى به نام « حَروراء » اردو زدند .