على بن ابى طالب بياورند . خداى را سوگند ، هيچ اميرى را همسنگِ او نديدهام و نشنيدهام . همانا او را در جنگ صِفّين ديدم كه بر سرش دستارى بود در دو سويش آويخته ، چشمانش گويى خورشيدى بود بس پرفروغ ! [ و ديدم كه ] بر سرِ گروهى ايستاده ، ايشان را [ به جنگ ] بر مىانگيخت تا آنگاه كه به من رسيد كه در سويى از سپاه بودم . پس گفت :
« اى گروههاى مسلمان ! پروا [ ى خدا ] را جامهء خود سازيد ، آواهاتان را فرو آوريد ، لباس وقار بر تن بپوشيد ، سرنيزهها را در كار بگيريد ، شمشيرها را پيش از بيرون كشيدن [ از نيام ] بجنبانيد ، از چپ و راست نيزه بزنيد ، با لبهء تيز شمشير بجنگيد ، شمشيرها را به گامها و تيرها را به نيزهها برسانيد ، كه شما در محضر خدا و همراه پسر عموى پيامبرش هستيد .
پياپى هجوم بَريد و از گريختن شرم كنيد ، كه گريز از جنگ ، ننگ است براى بازماندگان و در عهده [ ى آنان ] و [ نيز ] آتش است در روزى كه حساب به ميان آيد . با ميل و رغبت جانفشانى كنيد و سبُكبارانه به سوى مرگ رويد . بر شما باد [ تاختن ] به اين سياهىِ انبوه ( سپاه شاميان ) و سراپردهء افراشته با ريسمانها ( خيمهء معاويه ) ! پس بلنداىِ آن را ضربه زنيد ، كه شيطان بر [ مَركب ] نا رامِ آن سوار شده و بازوانش را گسترده و براى بَرجَستن دست پيش آورده و براى گريختن پا پَس نهاده است .
پس سخت آهنگِ جنگ [ با او و يارانش ] كنيد تا ستون دين براى شما جلوهگر شود ، « كه شما برتريد و خداوند با شماست و هرگز [ پاداشِ ] كردارتان را نمىكاهد » . « 1 »
د - روزِ نخست نبرد
409 . مروج الذّهب : روز چهارشنبه ، نخستين روز از ماه صفر ، على عليه السلام ، روز را با آراستنِ لشكر آغاز كرد و اشتر را پيشاپيش سپاه به حركت درآورد . معاويه [ نيز ] حبيب بن مسلمهء فِهرى را به ميدان او فرستاد . شاميان و عراقيان ، صف به صف گشتند و
هامش
( 1 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 460 .